روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
گويند:يا لفلان،و يا لبنى فلان،و يا صاحباه [١]و مانند اين.
چون قبطيان از سرايها بيرون آمدند،مردى را ديدند كشته از معروفان ايشان.به فرياد پيش فرعون رفتند و گفتند [٢]:اسرائيليان مردى را از آن ما كشتند،و اگر اين كار فروگذارى ايشان بر ما چيره [٣]شوند و هر روز يكى را و دو را [٤]از ما بكشند.
فرعون گفت:دانى تا او را كه كشته است؟گفتند:نه.گفت:بىحجّت [٥]بىگناهى را نتوان كشتن،بروى و تفحّص كنى و قاتل را با دست آرى تا قصاص كنيم.
ايشان بيامدند و تفحّص مىكردند به هيچ حالى [٦]ظاهر نمىشد.به ميان بازار آن مرد اسرائيلى كه از ديروز موسى براى او قبطى را كشته بود يكى از قبطيان در او آويخته بود تا او را بيگارى [٧]فرمايد.موسى از دور مىآمد خائف و مترقّب.اين مرد اسرائيلى از او فرياد خواست.موسى از حادثۀ دينه [٨]دلتنگ و خائف بود،گفت:
إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ ،تو جاهل مردى و خام طمع در آنچه مىپندارى كه من هر روز براى تو با كسى خصومت خواهم كردن،و اين حال از تو و بله تو ظاهر است.
آنگه روى به ايشان نهاد[تا اسرائيلى را از دست قبطى برهاند.اسرائيلى به موسى نگريد،او را خشمناك ديد] [٩]بر صورت دينه [١٠].اسرائيلى گمان برد از بعد فهم و قلّت علم [١١]كه،موسى آهنگ او دارد براى آنكه او را ملامت كرد به اوّل و زخم دينه [١٢]ديده بود شتاب كرد،پيش ازآنكه موسى دست به قبطى كشد [١٣]و او را دور كند روى در موسى نهاد و گفت يا موسى! أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَمٰا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ ،مىخواهى تا مرا بكشى چنان كه ديروز مردى را كشتى؟
[١] .اساس:صباحاه،به قياس با نسخۀ آط و اتفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .مش+كه.
[٣] .آب،آز،آل،مش،كا:خيره.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:يكى و دو.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل+و بينات.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:حال.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:كارى،كا:به بيگارى.
[١٢] [١٠] [٨] .مش:ديروز،كا:ديكينه.
[٩] .اساس:ندارد،به قياس با نسخه آط و اتفاق نسخه بدلها،افزوده شد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها عقل.
[١٣] .همه نسخ بدلها بجز كا:كند.