روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٥
ظلت [١]في ظللت،قال اللّه تعالى: فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ [٢]،و قوله: ظَلْتَ عَلَيْهِ عٰاكِفاً [٣]، و الاصل ظللت.و دليل اين تأويل قرائت ابن أبي عبله [٤]است كه خواند:«و اقررن» على الاصل من القرار.
فامّا آنكه به كسر«قاف»خواند،گفت:امر است من الوقار،بقولهم [٥]:عدن من الوعد وصلن من الوصل،يعنى با وقار باشى،يقال:وقر يقر وقورا و وقارا اذا سكن و اطمأنّ.
اعمش روايت كرد عن ابى الضّحى كه او گفت:هرگه كه عائشه اين آيت خواندى چندان بگريستى كه مقنعش [٦]تر شدى.
يزيد بن هارون روايت كرد عن محمّد بن عبد اللّه كه او گفت:سوده را گفتند- زن رسول را كه:تو چرا حجّ و عمره نكنى چنان كه ديگران مىكنند؟گفت:يكبار كه واجب بود كردم،ازاينپس حجّ و عمرۀ من آن است كه از خانه بيرون نيايم چنان كه خداى فرمود مرا في قوله: وَ قَرْنَ [٧]فِي بُيُوتِكُنَّ -الآيه.و عزم من آن است كه پاى از در اين[٢٥٦-پ]حجره كه مرا رسول بنشاند بيرون ننهم تا به مردن.و تا به مردن همچنين كرد،بيرون نيامد تا جنازهاش از در حجره بيرون آوردند.
وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجٰاهِلِيَّةِ الْأُولىٰ .مجاهد و قتاده گفتند:تبرّج،تكسّر و تبختر و تغنّج باشد.و گفتند:مجنبى و كرشمه مكنى چنان كه اهل جاهليّت پيشينه كردند.
و گفتهاند:اظهار زينت باشد [٨].
در معنى جاهليّت خلاف كردند.شعبى گفت:ميان عهد عيسى است و ميان محمّد-صلّى اللّه عليه و على آله.
ابو العاليه گفت:روزگار داود و سليمان است كه در آن روزگار زنان پيرهن [٩]
[١] .آط،آب،آج،لب،مش:ظليت.
[٢] .سورۀ واقعه(٥٦)آيۀ ٦٥.
[٣] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٩٧.
[٤] .آط،آب،مش:عليه،آج،لب:عليه.
[٥] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:كقولهم.
[٦] .كذا:در اساس و همه نسخه بدلها:مقنعش/مقنعهاش.
[٧] .اساس:و قرن،با توجّه به ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش+و ابراز محاسن.
[٩] .مش،كا:پيراهن.