روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٧ - ترجمه
او به لشكرگاه [١]زد،هزار هزار مرد را بكشت،و يك پاره از او در دريا ريخت،و يك پاره به مغرب انداخت.و از آنان كه در آن كوشك عملى [٢]كرده بودند كس نماند الّا [٣]هلاك شد.
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ،آنگه گفت حقتعالى:او [٤]و لشكرش در زمين استكبار كردند و ترفّع و بزرگى نمودند به ناحق. وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنٰا لاٰ يُرْجَعُونَ ،و گمان بردند كه ايشان با ما نخواهند آمدن.
فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ ،ما او را و لشكر او را بگرفتيم به عذاب. فَنَبَذْنٰاهُمْ فِي الْيَمِّ ، و در دريا انداختيم ايشان را.قتاده گفت:آن دريايى است از وراى مصر،آن را «آساف» [٥]گويند،خداى تعالى فرعون را و قوم او را در آنجا غرق كرد.
آنگه رسول را گفت بر طريق تذكير و اعتبار: فَانْظُرْ كَيْفَ [١٨٥-ر] كٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِينَ ،بنگر يا محمّد كه عاقبت كار آن ظالمان و كافران كجا [٦]رسيد و چگونه بود.
وَ جَعَلْنٰاهُمْ ،آنگه گفت:ما ايشان را امامانى و پيشوايانى كرديم كه مردمان را با دوزخ خوانند.و اين را دو وجه بود:يكى آنكه معنى«جعل»خذلان و تخليه باشد،يعنى ايشان را با خود رها كرديم پس ازآنكه الطاف بسيار كرديم،و ايشان منتفع نشدند از پيغامبران فرستادن و كتاب فرستادن و اعذار و انذار كردن و ترغيب [٧]نمودن.آنگه بر طريق عقوبت گفت:ايشان را با خود رها كرديم بر وجه خذلان.
و وجهى ديگر آن است كه:«جعل»به معنى حكم و تسميه باشد،چنان كه گفت: وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً [٨]... ،معنى نه آن است كه ايشان فريشتگان را به دختران خداى كردند،معنى آن است كه:نام نهادند و حكم كردند از اعتقاد باطل كه كردهاند [٩]كه ايشان دخترانند [١٠]. وَ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ لاٰ يُنْصَرُونَ ،
[١] .همۀ نسخه بدلها:بر لشكرگاه فرعون.
[٢] .آج،لب،آل:عمل.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:و الّا،كا:الا كه.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:فرعون.
[٥] .كا:اساق.
[٦] .آب،آز،مش:به كجا.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+و ترهيب.
[٨] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ١٩.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:كه كرده بودند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:دختران خدااند.