روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٩ - ترجمه
برادران و خواهران ميراث نگيرد [١]،چه ايشان نزديكترند [٢]و همچنين دليل مىكند كه با وجود خواهر هيچكس از اعمام و بنى الاعمام ميراث نگيرند.
امّا آن خبر كه فقها روايت كردند در اين باب من
قوله: انّ ما ابقت الفرائض فلاولي [٣]عصبة ذكر ،خبر واحد است براى آن[از] [٤]ظاهر قرآن [٥]و آيت [٦]محكم دست بندارند. مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهٰاجِرِينَ ،از مؤمنانى [٧]كه با يكديگر مؤاخات داده باشد رسول ايشان را و از مهاجران،يعنى با وجود مؤاخات و هجرت اعتبار در باب [٨]ميراث به قرابت است تا كسى گمان نبرد كه اين اعتبار در حقّ آنان است كه مؤاخى و مهاجر نباشند [٩]. إِلاّٰ أَنْ تَفْعَلُوا إِلىٰ أَوْلِيٰائِكُمْ مَعْرُوفاً ،اين استثنا منقطع است به معنى لكن،براى آنكه آنچه با خويشان خيرى و برّى و معروفى كند از وصيّت و جز آن نه از باب ميراث باشد،پس مستثنى نه از جنس مستثنى منه باشد.
محمّد بن الحنفيّة گفت و قتاده و عطا [١٠]:مراد وصيّت آن است كه اگر[كسى] [١١]وصيّتى كند [١٢]اولياى خود را و خويشان دورتر را كه كافر باشند،روا باشد و درست [١٣]و اگرچه اهل ايمان و هجرت نباشند.
و بيشتر فقها را مذهب آن است كه:وصيّت درست باشد كافران را.و به نزديك ما،مادر و پدر و فرزند [١٤]را درست بود،و در حقّ [١٥]ديگران [١٦]درست نبود.
ابن زيد و مقاتل گفتند:مشروط است اين بر هجرت.
مجاهد گفت:مراد به«معروف»،نصرت [١٧]است و حفظ حرمت به سبب ايمان و هجرت. كٰانَ ذٰلِكَ فِي الْكِتٰابِ مَسْطُوراً ،اين در كتاب نبشته بوده است [١٨]،يعنى در
[١] .همۀ نسخه بدلها:نگيرند.
[٢] .آط+به مادر،مش به او.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:فاولى.
[١١] [٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .آج،لب:براى او از ظاهر اخوات قرآن.
[٦] .آج،لب:اين آيت.
[٧] .مش+و مهاجران.
[٨] .اساس:راه،به قياس با نسخه آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٩] .آط،آج،لب:نباشد.
[١٠] .آط،آج،لب،مش:محمد بن الحنفيّة و قتاده گفتند.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+از.
[١٣] .آط،آج،لب،مش،كا+بود،آب+باشد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[١٦] .مش+را.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:اخوّت.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:نوشته است.