روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٣
چنان بايد كه يكلحظه فراموشت نبود،چنان كه گفت-شعر:
اللّه يعلم انّي لست اذكره
و كيف اذكره اذ لست انساه
و قال آخر-شعر:
عجبت لمن يقول ذكرت إلفي
و هل أنسى فأذكر من هويت
و امّا ذكر به زبان هم شرط اين است تا علامت محبّت ظاهر باشد،كه«من أحبّ شيئا اكثر [١]ذكره».
وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً ،گفت:و تسبيح او كنى به بامداد و شبانگاه.
مفسّران گفتند:نماز بامداد و نماز ديگر خواست.
عبد اللّه عبّاس گفت:نماز بامداد و نماز شام و خفتن خواست.مجاهد گفت:
مراد كلمات تسبيح است،من قوله [٢]:«سبحان الله»،«و الحمد لله»،«و لا اله الا الله»،«و الله اكبر»،«و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم»،چه اين كلماتى [٣]است كه طاهر را و جنب را و حائض را و محدث را شايد گفتن و بايد گفتن [٤]،پس عبارت كرد به تسبيح از جملۀ اين كلمات كه اخوات اوست.
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ ،او آن خداى است كه صلات [٥]فرستد بر شما به رحمت.
سدّى گفت:بنو اسرايل موسى را گفتند:أ يصلّي ربّنا،خداى ما را صلاتى باشد؟خداى [٦]وحى كرد به موسى كه بگو اينان را كه:صلات من به [٧]رحمت باشد، و رحمت من واسع است به همه چيز برسد.
و گفتند:معنى يُصَلِّي عَلَيْكُمْ ،آن است كه ذكر جميل شما در عالم و عالميان آشكارا كند.
اخفش گفت:مراد آن است كه بر شما بركت كند،كه اصل كلمه از لزوم است.
وَ مَلاٰئِكَتُهُ ،و فريشتگان به استغفار،چه معنى«صلات»مختلف بود به اختلاف فاعلان،از ما دعا باشد و از فريشتگان استغفار،و از خداى-جلّ جلاله-
[١] .آط:كثر،آج،لب:كثير،مش:ندارد.
[٢] .آط،آب:من قول.
[٣] .آج،لب:كلمات.
[٤] .ديگر نسخه بدلها بجز كا:ندارد.
[٥] .آب،كا:صلوات.
[٦] .آب،كا+تعالى.
[٧] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.