روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٢ - ترجمه
قوله: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلىٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً [١]... ،و امّا و اذكر لوطا،و ياد كن اى محمّد لوط را چون گفت: أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ ،شما مىكنى كار زشت،يعنى لواطه [٢]؟ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ ،«واو»حال است،و شما مىبينى و مىدانى كه آن فعل زشت و منكر است.گفتند،معنى آن است كه:شما در آن حال يكديگر را مىبينى،چه ايشان را عادت بود كه اين فعل از يكديگر پنهان نداشتندى،به حضور يكديگر مشتغل [٣]بودندى.
آنگه فاحشه را بيان كرد،گفت:مواقعه و خلوت مىكنى با مردان دون زنان،بل شما گروهى جاهلانى.و اتيان،كنايت است از مواقعه،يقال:اتيت المرأة اذا اوقعتها.
فَمٰا كٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ،جواب ايشان جز اين نبود كه لوط را و قومش را از شهر برون [٤]كنى كه ايشان مردمانىاند كه از اين كار ما كه لواطت [٥]است پاكيزگى مىنمايند و به اين كار مشغول نمىشوند،و جواب منصوب است بر خبر«كان»مقدّم بر اسم.و أَنْ قٰالُوا ،در محلّ رفع است به اسم او،و مثله: مٰا كٰانَ حُجَّتَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا [٦]... ،و مانند اين بسيار است.
فَأَنْجَيْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ ،ما لوط را و اهل دين او را برهانيديم مگر زن او را.تقدير چنان كرديم كه او از جملۀ باقيان بود در عذاب،و گفتند:از جمله گذشتگان [٧]و رفتگان بود در ميان هلاك شدگان.و«غابر»هم ماضى باشد و هم باقى،و اگرچه زن لوط از آنان نبود كه به لو[ا] [٨]ط [٩]مشغول بودى [١٠]،كافره بود و راضى به فعل ايشان [١١]،و خيانت بكردى با لوط به خبر دادن قوم چون گروهى غريبان به لوط فرود آمدندى.
وَ أَمْطَرْنٰا عَلَيْهِمْ مَطَراً ،و باران عذاب از سنگ بر ايشان بارانيديم.
[١] .سوره نمل(٢٧)آيۀ ٤٥.
[٢] .آل:لواط.
[٣] .كا:مشغول.
[٤] .آب،آز،آل،مش،كا:بيرون.
[٥] .آج،آل:لواط،كا:لواطه.
[٦] .سورۀ جاثيه(٤٥)آيۀ ٢٥.
[٧] .آط:گذشتگان.
[٨] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٩] .آب،آز،مش:كه بغير لوط.
[١٠] .آج،آل:بودندى.
[١١] .آب+بود.