روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩ - ترجمه
-عليه السّلام-گفت:بيفگن عصات.پس از اين در كلام محذوفى هست،و آن اين است:فالقيها فصارت حية،موسى-عليه السّلام-عصا بينداخت مارى گشت.اگر گويند چه [١]حكمت بود در آن جايگاه [٢]عصاى موسى مار كردن [٣]،و اين [٤]جا موسى دعوت نمىكرد و كس حاضر نبود كه آن معجز [٥]بديدى؟گوييم جواب از اين آن است كه:موسى-عليه السّلام-كلامى شنيد از جمادى،قطع كرد كه آن كلام آدميان نيست،امّا روا داشت كه كلام بعضى فريشتگان يا جنّيان است،نتوانست دانستن [٦]كه آن كلام خداى است [٧]تعالى.اين علم،معجز با آن مقرون كرد تا معلوم شد كه اين كلام،كلام آن [٨]است كه اين [٩]فعل خارق عادت فعل اوست.
جوابى ديگر اين گفتند كه:خداى خواست تا موسى-عليه السّلام-مستأنس شود به آن تا چون پيش فرعون اين معجز نمايد او را خبر [١٠]باشد از آن و خائف نشود از آن.
فَلَمّٰا رَآهٰا تَهْتَزُّ، چون موسى-عليه السّلام-عصا ديد كه مارى شده بود،مهين [١١]و متحرّك و به نشاط مىتاخت، وَلّٰى مُدْبِراً، پشت بر كرد و بگريخت از آن.
اگر گويند در اين آيت گفت: كَأَنَّهٰا جَانٌّ، و«جانّ»مارى باشد [١٢]كوچك و سبكرو باشد[١٦٣-پ]،و در دگر آيت گفت: فَإِذٰا هِيَ ثُعْبٰانٌ مُبِينٌ [١٣]، اژدهاى شد ظاهر،و اين مناقضه بود كه عصا در يك حال هم مارى كوچك شود هم اژدهاى عظيم،گوييم از اين چند جواب است:
يكى آنكه اين دو وصف در يك حال نبود،بل در دو حال بود:حالة قلبها حية، و اين حالت اوّل بود.و حالت ديگر كه پيش فرعون بود و حالت معارضۀ سحره در آن حالها ثعبان بود،و قرآن به آن ناطق است.و ممتنع نبود كه عصا در دو حال به صفت مار و اژدها گردد.
[١] .اساس:چى/چه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:در آنكه.
[٣] .آج،لب:در آنكه موسى عصا مار كرد.
[٩] [٤] .همۀ نسخه بدلها:آن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:معجزه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:دانست.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+خداى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:نمايد با خبر.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:مهتزّ.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٠٧،سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ٣٢.