روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٥ - ترجمه
و [١]دهن باز كند،هر قطرهاى باران كه در دهن او افتد در شكم او درّى شود.
حسن بصرى گفت:مراد به دريا شهر است [٢]بر كنار دريا [٣].
عبد اللّه عبّاس گفت و عكرمه و مجاهد:فساد كه آشكارا شد در زمين،به قتل قابيل بود هابيل را،و در دريا بغصب [٤][آن پادشاه كه بر كنار دريا كشتيها مىستد بغصب [٥]] [٦]،في قوله: وَ كٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً [٧]،گفت:نام او جلندار بود از قبيلۀ ازد. لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا ،تا بچشاند ايشان را بعضى آنچه كرده باشند،يعنى جزاى[آنچه كرده باشند،چه] [٨]آنچه ايشان كردند به ذوق ايشان ماند.
سلمىّ در شاذّ به«نون»خواند و جملۀ قرّاء به«يا»ردّا الى اسم اللّه تعالى.
لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ،تا باشد كه بازآيند و رجوع كنند و لطفى شود ايشان را عند آن توبه كنند.
قُلْ ،يا محمّد بگو اين كافران را: سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ،در زمين بروى و بنگرى تا چگونه بود عاقبت آنان كه پيش شما بودند از كافران؟ مِنْ قَبْلُ ،يعنى من قبلكم و قبل زمانكم. كٰانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ ،بيشترينۀ [٩]ايشان مشرك بودند.
فَأَقِمْ وَجْهَكَ ،راست كن رويت براى دين مسلمانى،يعنى از دين اسلام هيچ ميل مكن و عدول منماى.
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّٰهِ ،پيش ازآنكه روزى آيد كه آن را از خداى تعالى مردّى و مدفعى نبود،و آن روز قيامت است.آنگه گفت:
يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ ،[اى يتصدّعون] [١٠]اى يتفرّقون،آن روز مردم متفرّق شوند به دو فرقت: فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ [١١]،گروهى به بهشت شوند و گروهى به دوزخ.
[١] .چاپ شعرانى(٥٦/٩):كه آن روز كه باران بيايد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:شهرهاست.
[٣] .مش:كه بر كنار دريا بود.
[٥] [٤] .آج،لب:بغضب.
[١٠] [٨] [٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٧] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٧٩.
[٩] .آب،آج،لب،آز،مش:بيشتر.
[١١] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٧.