روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٣ - ترجمه
به وقتى [١]نام زد كه آن را مقدّر كردهاند على وتيرة واحدة.
حسن بصرى گفت:مراد به«اجل»اين جا قيامت است. وَ أَنَّ اللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ [٢٢٨-پ] خَبِيرٌ ،و خداى به آنچه شما مىكنى داناست.
ذٰلِكَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ ،گفت معنى آن است كه:ذلك لتعلموا بانّ اللّه هو الحقّ،يعنى اين براى آن كرد تا بدانى كه او خداى [٢]است بهدرستى و راستى،و آنچه شما بدون او مىپرستى و مىخوانى از بتان و ساير طواغيت و معبودان،همه باطلند [٣].
وَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ،و او خداى بزرگوار و بزرگ است.
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللّٰهِ ،و نيز [٤]نمىدانى كه كشتى در دريا كه مىرود به امر و فرمان و تسخير و تذليل و نعمت و منّت او مىرود. لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيٰاتِهِ ،تا با شما نمايد بعضى آيات و عجايب خود. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِكُلِّ صَبّٰارٍ شَكُورٍ ،در اين علاماتى و عجايبى هست هر صابرى شاكر را كه بر بلا صابر باشد [٥]و بر نعمت شاكر.
و«فعّال»و«فعول»هر دو بناى مبالغت باشد.و گفتند [٦]مراد آن است كه:
لآيات لكلّ مؤمن،براى آنكه هر مؤمنى صبور و شاكر باشد،چه ايمان مشتمل است بر اين دو خصلت،من
قوله-عليه السّلام: الايمان نصفان،نصف شكر و نصف صبر ، گفت:ايمان بر دونيمه است،يكى نيمه شكر و يكى نيمه صبر.
وَ إِذٰا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ ،آنگه حديث را كبان دريا كرد و نعمت او با ايشان،و كفران ايشان به آن نعمت،گفت:چون بپوشد [٧]ايشان را،يعنى چون به نزديك ايشان رسد موجى در دريا به نزديك آن باشد كه به سر ايشان درآيد و ايشان را بازپوشد.
كَالظُّلَلِ ،مقاتل گفت:كالجبال،چون كوهها.كلبى گفت:كالسّحاب،چون ابر.
و«ظلل»،جمع ظلّه باشد،و ظلّه سايهبان بود،موج را به آن تشبيه كرد در كثرت و
[١] .آط،آب،مش+مسمّى،آج،لب+مسمّاة.
[٢] .آط،آب،آج،لب:گفتند:معنى آن است كه او اين به آن توانست كه خداى.
[٣] .آج،لب بر باطلاند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:و تو.
[٥] .آج،لب:صابر شده.
[٦] .آب:گفتهاند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:برسد.