روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٨ - ترجمه
يَحْسَبُونَ الْأَحْزٰابَ لَمْ يَذْهَبُوا ،مىپندارند،يعنى منافقان كه اين احزاب و جماعات [١]كه مجتمع شده بودند [٢]بر حرب رسول من [٣]از قريش و غطفان و از قريظه و نضير بنهشدهاند [٤]هنوز،و اين آنگه بود كه ايشان برفته بودند و گريخته،و منافقان خبر نداشتند.و گفتند معنى آن است كه:اگرچه ايشان دانستند كه احزاب برفتند و هزيمت شدند،از فرط جهل پنداشتيى [٥]گمان مىبرند [٦]كه هنوز نرفتهاند،يعنى همچنان بودند كه كسى[٢٤٧-پ]كه پندارد كه ايشان را [٧]نرفتهاند.آنگه گفت: وَ إِنْ يَأْتِ الْأَحْزٰابُ ،و اگر دگرباره بازآيند ايشان-اينان كه منافقانند-تمنّاى آن كنند كه كاشك [٨]ايشان در باديه با [٩]بدويان بودندى در ميان اعراب. يَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبٰائِكُمْ ، خبر شما مىپرسيدندى كه حال شما با احزاب به كجا رسيد.
و يعقوب خواند:يسّاءلون،به تشديد«سين»و به«الف»على تقدير يتساءلون، اى يسأل بعضهم بعضا [١٠]،بهرى از بهرى مىپرسند كه گوى حال ايشان به چه رسيد. وَ لَوْ كٰانُوا فِيكُمْ ،و اگر در ميان شما بودندى،قتال و كارزار نكردندى الّا اندكى از ايشان يا قتالى [١١]اندك،على تقدير:ما قاتلوا الّا قتالا [١٢]قليلا،و اين بهتر است به معنى و نظم آيت [١٣].
لَقَدْ كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ،آنگه حقتعالى گفت:شما را [١٤]كه مسلمانانى در رسول خداى كه محمّد اسوتى و اقتدايى هست.
و عاصم اين جا خواند و در سورة الممتحنه:اسوة،بضمّ الالف.و ديگران به
[١] .آط،آب،آج،لب،مش:جماعتى.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش:شدهاند.
[٣] .آب:كلمه خطخوردگى دارد.
[٤] .آط،بنرفتهاند،آج،لب:برفتهاند،مش:نرفتهاند،كا:بنهرفتهاند.
[٥] .آط،آب،آج،لب،مش:پنداشتند و،كا:پنداشتى.
[٦] .آط،آب،آج،لب،مش:مىبردند.
[٧] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش:كاشكى.
[٩] .آط،آج،لب،مش:يا.
[١٠] .كذا:در اساس،ديگر نسخه بدلها:ندارد،چاپ شعرانى(١٢٩/٩):عن بعض.
[١١] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:قتال.
[١٣] .آط،آب،آج،لب،مش:اين به معنى و نظم آيت لا يقتر است.
[١٤] [١٢] .آط،آب،آج،لب،مش:ندارد.