روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٠ - ترجمه
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجٰالٌ صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اللّٰهَ عَلَيْهِ ،[گفت:از مؤمنان مردانى هستند.
«من»،تبعيض راست.صفت آن مردان آن است كه: صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اللّٰهَ عَلَيْهِ ] [١]،راست گفتند در آن عهد كه با خداى كردند و به آن وفا كردند.آنگه ايشان را دو فرقت نهاد [٢]: فَمِنْهُمْ مَنْ قَضىٰ نَحْبَهُ ،اى نذره و عهده،بهرى از ايشان آنند كه عهد و نذر خود تمام كردند و بر جهاد صبر كردند تا آنگه [٣]ايشان را شهيد كردند،چه ايشان عهد تا به جان كرده بودند.و گفتند:نحب،مرگ است.و گفتند [٤]: قَضىٰ نَحْبَهُ ،آن است كه [٥]بمرد،من قول ذى الرّمّة-شعر:
عشيّة فرّ الحارثيّون بعد ما
قضى نحبه في ملتقى القوم هوبر
اى مات.
مقاتل گفت: قَضىٰ نَحْبَهُ ،اى اجله عمر خود به سر برد و به اجل قتل رسيد.
و گفتند: قَضىٰ نَحْبَهُ ،اى بذل جهده فى الوفاء بعهده،من قول العرب:نحب فلان في سيره يومه و ليلته [٦]اجمع اذا بالغ فى السّير و لم ينزل،قال جرير-شعر:
بطخفة [٧]جالدنا الملوك و خيلنا
عشيّة بسطام جرين على نحب
اى على جدّوجهد.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ،و بهرى از ايشان منتظر شهادتند. وَ مٰا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً ،و ايشان عهد خداى را خلاف و تبديل نكردند.
خلاف كردند در آنكه [آيت] [٨]در شأن كه آمد[و مراد فَمِنْهُمْ [٩]مَنْ قَضىٰ نَحْبَهُ كيست، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ كيست؟بعضى گفتند:آيت در شأن انس بن النّضر [١٠]كه او روز بدر حاضر نبود،چون بازآمد ] [١١]تأسّف خورد و نذر كرد كه:اگر پس از اين كالزارى [١٢]بود من جان سپار كنم [١٣]در او.چون روز احد بود و مردم بگريختند [١٤]،او
[٨] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:به دو فرقه بنهاد.
[٣] .آط،آب،آج،مش،كا+كه.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش،كا+معنى.
[٥] .آط،آب،آج،لب،مش،كا+مات.
[٦] .مش:ليليه،چاپ شعرانى(١٢٩/٩):ليله.
[٧] .چاپ شعرانى(١٢٩/٩):بطفخة.
[٩] .قرآن مجيد:فمنهم.
[١٠] ..آب،مش+آمد.
[١٢] .آط،آب،آج،مش،كا:كارزارى.
[١١] .اساس:افتادگى دارد،از آط،افزوده شد.
[١٣] .آط،آب،به فدا كنم،آج،لب:فدا كنم،مش:را فدا كنم،كا:جان سپارى.
[١٤] .آط،آب،آج،لب،كا+و.