روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١ - ترجمه
خداى تعالى. لِتُنْذِرَ قَوْماً ،تا بترسانى قومى را كه ايشان را نذيرى و پيغامبرى نيامد از پيش تو.
قتاده گفت:امّتى بودند امّى پيش از محمّد،ايشان را پيغامبرى نبود در آن عهد.
عبد اللّه عبّاس گفت:و مقاتل:اين در زمان فترت بود ميان عيسى-عليه السّلام- و محمّد-صلّى اللّه عليه و على آله. لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ،تا همانا راه يابند و مهتدى شوند.
اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ ،خداى آن است [١]كه بيافريد آسمان و زمين و آنچه ميان ايشان است [٢]در شش روز،يعنى در مقدارى از زمان كه تقدير آن شش روز باشد،چه پيش از خلق آسمان و زمين و آفتاب روز و شب نبود. ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ ،آنگه مستولى شد بر عرش. مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ شَفِيعٍ أَ فَلاٰ تَتَذَكَّرُونَ [٣]،شما انديشه نمىكنى؟ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمٰاءِ إِلَى الْأَرْضِ ،تدبير كارها او مىكند از آسمان تا [٤]زمين.
گفتند [٥]:معنى آن است كه وحى او مىفرستد از آسمان به زمين بر دست جبريل [٦].
ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ ،آنگه بر بالا شود به او و به نزديك او،يعنى به آسمان و آن جاى است كه در آنجا كس [٧]را ملكى و ملكى نيست جز او را،مختصّ است قديم تعالى به تصرّف در او،نه آنكه او بر آسمان است،و مثله قوله: إِنِّي ذٰاهِبٌ إِلىٰ رَبِّي [٨]... ، در حكايت ابراهيم كه گفت:من به خداى مىشوم و خداى به شام نبود.و [٩]قوله: وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهٰاجِراً إِلَى اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ [١٠]،يعنى الى المدينة.و خداى به مدينه نبود. فِي يَوْمٍ ،اى من ايّام الدّنيا. كٰانَ مِقْدٰارُهُ ،يعنى مقدار طريق [١١]. أَلْفَ سَنَةٍ ،در رهى [١٢]و مسافتى كه مقدار آن هزارساله بود،پانصدساله راه به فرود آمدن و پانصد
[١] .آط،آب،مش:خداى است،آج،لب:خداى راست.
[٢] .آب+ فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ .
[٣] .همۀ نسخه بدلها:اين قسمت اخير آيه را ندارند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٥] .آط،آج،لب:گفت،آب:گفتهاند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+عليه السّلام.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:كسى.
[٨] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٩٩.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+فى.
[١٠] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٠٠.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:طريقه.
[١٢] .آط،آب،مش:روزى،آج،لب:روز.