روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩ - ترجمه
زد.سليمان-عليه السّلام-گفت:مىگويد اگر دستور باشى [١]تا بروم و براى بچّگان كسبى مىكنم تا بزرگ شوند،آنگه با خدمت تو آيم؟گفت:روا باشد.مرغ برفت.
فرقد السبخىّ گفت:روزى بلبلى [٢]به سليمان بگذشت و صفيرى مىزد، سليمان گفت:دانى تا چى [٣]مىگويد [٤]؟مىگويد:
اكلت نصف تمرة فعلى الدنيا العفا [٥]،من نيمخرما بخوردم [٦]خاك بر سر همه دنيا [٧].
كلبى گفت از رواتى [٨]ديگر از كعب الاحبار،كه او گفت:يكى روز مرغكى كه آن را«ورشان»گويند به نزديك سليمان آوازى كرد،او گفت:دانى تا چى [٩]مىگويد؟گفتند:نه،گفت مىگويد-شعر:
لدوا للموت و ابنوا للخراب [١٠]
بزايى براى مرگ و بنا كنى [١١]براى ويرانى [١٢].
و روزى فاختهاى به نزديك او آوازى كرد،گفت:دانى تا چى [١٣]مىگويد [١٤]؟ مىگويد:
ليت الخلق لم يخلقوا، كاشكى تا خلق را نيافريدندى.
و طاووسى آواز داد بر او و گفت:دانى تا چى [١٥]مىگويد؟گفتند:نه،گفت مىگويد:
كما تدين تدان، چنان كه كنى تو را جزا كنند [١٦].
هد هدى به نزديك او آوازى كرد [١٧]،گفت:دانى تا چى [١٨]مىگويد [١٩]؟مىگويد:
من لا يرحم لا يرحم، هركه او رحمت نكند،بر او رحمت نكنند.
روزى صردى به نزديك او بانگى كرد،گفت:دانى تا چى [٢٠]مىگويد؟گفتند نه.گفت مىگويد:
استغفروا اللّه يا مذنبون [٢١]، از خداى آمرزش خواهيد اى
[١] .آج،آل:دستور باشد.
[٢] .كا:مرغكى.
[٣] .لب:افتادگى دارد،ديگر نسخه بدلها:چه.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب+گفتند نه،گفت.
[٥] .كا:تراب.
[٦] .كا:خوردهام،ديگر نسخه بدلها:خوردم.
[٧] .كا+باد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:راوى.