روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٠ - ترجمه
بر ظرف [١]،و معنى راجع است با معنى قرائت اوّل.
و حمزه خواند:مودّة بينكم،به نصب،بينكم،مجرور به اضافت،و نصب او بر مفعول له باشد،و اين روايت حفص است عن عاصم.
و باقى قرّاء«مودّة بينكم»،به نصب و تنوين و نصب«بين» [٢]على الظّرف،و نصب«مودّة»هم بر مفعول له باشد،چه [٣]مفعول له هم معرفه باشد و هم نكره،تقول:
فعلت ذلك مخافة الشّرّ و ضربته تأديبا له،و معنى آيت آنكه [٤]:شما اين بتان را كه مىپرستى براى مودّت و دوستى حيات دنياست،به قيامت هيچ ثمره نبود آن را. ثُمَّ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ ،پس روز قيامت كافر شوند بعضى به بعضى،و لعنت كنند بهرى بهرى را،و مثله قوله: اَلْأَخِلاّٰءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِينَ [٥].
آنگه گفت: وَ مَأْوٰاكُمُ النّٰارُ ،و مأوا و مصير شما كه بتپرستانى دوزخ باشد، و شما را ناصرى [٦]و يارى نباشد [٧].
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ ،ايمان آورد به ابراهيم-عليه السّلام-لوط.گفتند:اوّل كس كه به ابراهيم ايمان آورد،لوط بود-عليهما السّلام،چون ديد كه آتش بر او«برد و سلام» گشت. وَ قٰالَ ،و گفت:يعنى ابراهيم-عليه السّلام: إِنِّي مُهٰاجِرٌ إِلىٰ رَبِّي ،من هجرت خواهم كردن به خداى-عزّ و جلّ.و هجرت او از [٨]كوثى بود و آن سواد كوفه است،ازآنجا به حرّان رفت،و از حرّان به شام،و لوط با او بود.
بعضى گفتند:لوط برادرزادۀ او بود،و بعضى گفتند:خواهرزادۀ او بود.
مقاتل گفت:ابراهيم را در وقت هجرت هفتاد و پنج سال [٩]بود. إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ،كه خداى من عزيز و حكيم است.
وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ ،آنگه گفت:ما بداديم ابراهيم را اسحاق و
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا+است.
[٢] .آج،لب،مش،كا:بينكم،آط،آب،آز:بينك.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:خبر.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا+است.
[٥] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٦٧.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:نصيرى.
[٧] .آط،آب،آز،مش:ياورى نبود.
[٨] .اساس:«اول ز»،كه به نظر مخدوش مىآيد،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٩] .آج،لب:ساله.