روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٣ - ترجمه
نمود،و كشتنش بر دست كريم قريش بود،«لا رقأ [١]دمعي ان بكيت [٢]عليه»،اگر بگريم بر او آب چشمم منقطع مباد.آنگه [٣]اين بيتها بگفت-شعر:
لو كان قاتل عمرو غير قاتله
بكيته ما اقام الرّوح في جسدي
لكنّ قاتله من لا يعاب به
و كان يدعى قديما بيضة البلد
[خواهر دگر گفت] [٤]-شعر:
اسدان في ضيق المكرّ تصاولا
فكلاهما كفو كريم باسل
فتخالسا [٥]مهج النّفوس كلاهما
وسط المذاد مخاتل و مقاتل
و كلاهما حضر القراع حفيظة
لم يثنه عن ذاك شغل شاغل
فاذهب علىّ فما ظفرت بمثله
قول سديد ليس فيه تحامل
فالثّار عندي يا علىّ فليتني
ادركته و العقل منّي كامل
ذلّت قريش بعد مهلك فارس
فالذّلّ مهلكها و خزى شامل
عائشه گفت:ما با [٦]زنان رسول و [٧]جماعتى زنان در حصن بنى حارثه [٨]بوديم-و از آن حصينتر حصنى نبود در مدينه،و مادر سعد معاذ با مادر حصن بود-و اين پيش از آن بود كه آيت حجاب آمد.سعد معاذ درعى مقلّص داشت كه دستهاش [٩]بيرون بود از آن [١٠]،گفت [١١]من گفتم:اگر درع سعد به از اين بودى شايستى،نبادا كه او را بر دست جراحتى آيد!او بيرون آمد و اين رجز مىگفت-شعر:
لبّث قليلا يلحق [١٢]الهيجا حمل
لا بأس بالموت اذا حان الاجل
[به جنگ] [١٣]برفت،اتّفاق چنان افتاد كه تيرى بر دستش زد [١٤]حبّان [١٥]بن قيس بن
[١] .اساس:لا رقات،به قياس با نسخه آط و با توجّه به ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش:بكت.
[٣] .كا+خواهرى.
[١٣] [٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .اساس:فجالسا،به قياس با نسخه آط،تصحيح شد.
[١١] [٦] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٧] .آط،آب،آج،لب،مش:با.
[٨] .آج،لب:بنى حارث.
[٩] .آط،آب:دستها بيش،آج،لب،مش:دستهايش.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،مش+درع.
[١٢] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:يدرك.
[١٤] .آب،آج،لب،مش:زدند.
[١٥] .اساس،آط،آب،مش،كا:حيان،آج،لب:حيان،به قياس با مآخذ خبر و اعلام،تصحيح شد.