روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٤
كه رفته است-قال الفرزدق فى الاثنين-شعر:
تعال [١]فان عاهدتني لا تخونني
تكن مثل من يا ذئب يصطحبان
يٰا نِسٰاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسٰاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ
،آنگه به مدح ايشان در آمد و تأديبشان،گفت:اى زنان پيغامبر!نيستى شما چون يكى از زنان اگر از خداى بترسى.
فرّاء گفت براى آن نگفت:كواحدة من النّساء،كه لفظ احد چون معدول است از اصل خود صالح باشد واحد را و تثنيه و جمع را،قال اللّه تعالى: لاٰ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ [٢]... ،و قال: فَمٰا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حٰاجِزِينَ [٣].
آنگه گفت: فَلاٰ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ ،نبايد تا خضوع كنيد در سخن گفتن با مردان. فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ ،پس طمع كند آنكس كه در دل او ريبتى و تهمتى باشد و ضعيف اعتقاد و [٤]بصيرت باشد در دين.و گفتند:«مرض»،به معنى فجور است در آيت. وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً ،و بگويى [٥]گفتارى درشت [٦]درست.
در خبر است كه:بعضى از زنان صحابه چون اين آيت آمد،چون مردى به در سراى ايشان آواز دادى،و در سراى مردى نبودى تا جواب دهد،آن زن انگشت در دهن نهادى و آوازى منكر كردى منفّر براى اين آيت را.
وَ قَرْنَ [٧]فِي بُيُوتِكُنَّ ،نافع و عاصم و ابو جعفر خواندند:«و قرن»به فتح«قاف»، و باقى قرّاء به كسر«قاف».
امّا حجّت گروه اوّل آن است كه گفتند:اصل او«و اقررن»بوده است،يعنى الزمن بيوتكنّ من قررت بالمكان اقرّ[ه] [٨].و قررت أقرّ[ه] [٩]،لغتان.«را»ى اوّل كه عين الفعل است بيفگندند و حركت او نقل كردند با«قاف»تا مفتوح شد،كقولهم:
[١] .اساس،آط،آب،آج،لب،مش:يقال،چاپ شعرانى(١٥٠/٩):تعشّ،لسان العرب(٤١٩/١٣):تعالى، به قياس با ضبط لسان و شباهت كلمه با نسخۀ اساس،تصحيح شد.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٥.
[٣] .سورۀ حاقّه(٦٩)آيۀ ٤٧.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش+بى.
[٥] .آب،آج،لب:بگوييد.
[٦] .آب،مش:ندارد.
[٧] .اساس:و قرن،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٩] [٨] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.