روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٦ - ترجمه
فرستاده است همچنان كه به فرعون،و او طغيان كرد،و خداى او را هلاك كرد،و قارون باغى است [١].هركه با اوست و هواى او مىخواهد،با او بباشى [٢]،و هركه با من است [٣]دور شوى [٤].
همه بگريختند و جز دو كس با او نماندند [٥].موسى-عليه السّلام-گفت:
يا ارض خذيهم، اى زمين بگير ايشان را،تا به زانو به زمين فروشدند،دگرباره گفت:
يا ارض خذيهم، اى زمين بگير اينان را،تا به كمر بست به زمين فروشدند،[ دگرباره گفت:
يا ارض خذيهم، تا به گردن به زمين فروشدند ] [٦].در اين ميانه تضرّع مىكردند و فرياد مىخواستند و سوگند بر مىدادند به حقّ رحم و خويشى،و موسى -عليه السّلام-سخت خشمناك شده بود،اجابت نكرد.دگرباره گفت:
يا ارض خذيهم ،اى زمين بگيرشان،جمله به زمين فروشدند.تا در خبر آوردند كه:هفتاد بار از موسى زنهار خواستند،خداى تعالى وحى كرد به موسى و گفت:يا موسى!از تو هفتاد بار زنهار خواستند،زنهارشان ندادى،به عزّت من اگر از من يكبار زنهار خواستندى،ايشان را زنهار دادمى و مرا قريب و مجيب يافتندى.
قتاده گفت:روايت كردند كه هر روز قامتى به زمين فروشوند و به قرار زمين نرسند تا روز قيامت نباشد [٧].
چون اين حال برفت،بنى اسرايل با يكديگر گفتند:موسى دعا كرد تا خداى [٨]قارون را هلاك كرد تا مال و ملك او او را باشد [٩]،و او مستبدّ [١٠]شود به آن.
موسى بشنيد و گفت:بار خدايا!جملۀ مال و ملك او به زمين فروبر.خداى تعالى اجابت كرد و جمله مال و ملك او به زمين فروبرد،فذلك قوله: فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ ،فروبرديم به زمين قارون را و سرايش را. فَمٰا كٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ،او را هيچ گروهى و لشكرى نبودند كه او را نصرت كنند از
[١] .آط،آب،لب،آز:باغى شد،مش،كا:نيز باغى شد.
[٢] .آب،آج،لب،آز:بباشد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا+از او.
[٤] .آج،لب،كا:دور شود.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:جز دو كس كه با او بماندند.
[٦] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٧] .آب،آز،مش:بباشد.
[٨] .آب،آز،مش+تعالى.
[٩] .مش:تا مال و ملك قارون از او باشد.
[١٠] .آز:مستبدل،مش:او صاحب استعداد،چاپ شعرانى(٤٨٩/٨):مستفيد.