روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٤
وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقٰاتِ .
و هركس كه از هر ماهى [١]ايّام البيض روزه دارد،داخل بود في قوله:
وَ الصّٰائِمِينَ وَ الصّٰائِمٰاتِ .
و هركه او فرج از حرام نگاه دارد،او داخل بود في قوله: وَ الْحٰافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحٰافِظٰاتِ .
و هركه [٢]او پنج نماز به اوقات و شرايط خود به جاى آرد،داخل بود في قوله:
وَ الذّٰاكِرِينَ اللّٰهَ كَثِيراً وَ الذّٰاكِرٰاتِ .
آنگه گفت:خداى تعالى براى آنان كه موصوف باشند به اين صفات،مغفرت و آمرزش نهاده است و مزدى و ثوابى عظيم.
قوله: وَ مٰا كٰانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لاٰ مُؤْمِنَةٍ -الآية.مفسّران گفتند:آيت در زينب بنت جحش آمد و در برادرش عبد اللّه بن جحش،و اين زينب دختر اميمه بود،اميمه دختر عبد المطّلب بود عمّۀ رسول-صلّى اللّه عليه و على آله.رسول كس فرستاد و او را بخواست براى زيد بن حارثه،و او مولاى رسول بود-عليه السّلام-و آزاد كرد [٣]وى [٤].
او را از سبى جاهليّت خريد در سوق عكاظ و آزادش بكرد و به فرزندى بپذيرفت او را.
چون رسول كس فرستاد و خطبه كرد،زينب بنت جحش پنداشت كه رسول او را براى خود مىخواهد،اجابت كرد.چون بدانست كه او را براى زيد حارثه مىخواهد،ابا كرد و گفت:من دختر عمّت [٥]رسولم و از اشراف زنان قريشام،كى روا دارم كه زن مولاى باشم!و برادرش عبد اللّه [٦]همين گفت،و اين زينب زنى به جمال بود،خداى تعالى اين آيت فرستاد،گفت: وَ مٰا كٰانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لاٰ مُؤْمِنَةٍ إِذٰا قَضَى اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ،نباشد هيچ مرد مؤمن را و هيچ زن مؤمنه را كه چون خداى حكمى كند و رسول وى بر ايشان،ايشان را اختيارى باشد برآن [٧].
[١] .مش+در.
[٢] .آج،لب،مش+كس.
[٣] .آب:آزاد كرده.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش:رسول-عليه السّلام.
[٥] .آط،آج،لب:عمّه،كا:عمتۀ.
[٦] .آط،آب:عبد اللّه بن جحش،آج،لب،مش+جحش.
[٧] .آط،آب،آج،لب،مش:باشد بر كار خداى تعالى.