روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٠ - ترجمه
بگو يا محمّد بياريد [١]كتابى از نزديك خداى كه او راه نمايندهتر بود از ايشان دوتا پسروى كنم او را،اگر هستيد راستگويان.
پس اگر نكنند [٢]اجابت تو را بدان كه پسروى مىكنند هواهاى [٣]مرادهاى ايشان را،و كيست گمراهتر از آنكس كه پسروى كند هواى خويش را نه به راهى راست از خداى،بهدرستى كه خداى راه ننمايد گروه ستمكاران را.
قوله: فَلَمّٰا قَضىٰ [٤]،گفت:چون موسى-عليه السّلام-اجل به سر برد.عبد اللّه عبّاس گفت از رسول-عليه السّلام-پرسيدند [٥]كه:موسى كدام اجل به سر برد؟گفت:
ابعدهما و ابطاهما ،دورتر،و ديرتر[١٨٣-پ]،يعنى ده سال كه شعيب گفته بود:
فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ [٦] .
و در خبرى ديگر است از رسول-عليه السّلام-كه او را پرسيدند كه:موسى كدام اجل به سر برد؟گفت:
ابرّهما و أوفاهما ،نكوكارتر و وفادارتر،يعنى آنكه به برّ و وفا نزديكتر بود.
سعيد جبير گفت:جهودى بر او رسيد [٧]در كوفه كه،موسى از اين دو اجل كدام به سر برد؟و من ساز حج مىكردم،گفتم:ندانم،و لكن به مكّه خواهم شد از حبر امّت بپرسيم يعنى عبد اللّه عبّاس.چون رفتم و از او پرسيدم،گفت:اكثرهما و اطيبهما،بيشتر و پاكتر كه پيغامبران خلف وعد [٨]نكنند.گفت:چون با عراق آمدم [٩]، آن جهود را ديدم،گفتم:جواب چنين داد.گفت:صدق و الّذي انزل التّوراة على
[١] .آط:بيارى/بياريد.
[٢] .اساس:نه كنند.
[٣] .آط،لب،آل:هواى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+ مُوسَى الْأَجَلَ -الآية،حقتعالى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:پرسيدم.
[٦] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٢٧.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:مرا پرسيد.
[٨] .آب،آج،لب،آز،كا:وعده.
[٩] .آب،آز+به آن خدايى كه تورات به موسى عليه السّلام فرستاد و.