روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢ - ترجمه
بترس و از معاصى او اجتناب كن،و طاعت كافران و منافقان مدار،و فرمان ايشان مبر.
آيت در ابو سفيان[صخر بن] [١]حرب آمد.و عكرمه ابو جهل [٢]و ابو الاعور السّلمىّ چون به مدينه آمدند و به خانۀ عبد اللّه ابىّ سلول كه سر منافقان بود فرود آمدند،و اين از پس كارزار احد بود،و رسول-عليه السّلام-ايشان را امان داده بود كه بيايند و بگويند و بشنوند.
عبد اللّه بن ابي سرح و طعيمة بن ابيرق [٣]با اين جماعت كافران و منافقان برخاستند و به نزديك رسول آمدند و گفتند:دست بدار خدايان ما را،و بگو كه ايشان شفيعان مااند و عبادت ايشان نافع است ما را تا ما دست بداريم از تو و خداى تو.
رسول را سخت آمد،صحابه گفتند [٤]:دستور باش تا همه را گردن بزنيم؟رسول -عليه السّلام گفت:نشايد كه من ايشان را امان دادهام،و به امان من اين جا آمدهاند،و لكن اينان را برون [٥]كنى از مدينه،و گفت ايشان را:
اخرجوا في لعنة اللّه و غضبه.
خداى تعالى در اين باب اين آيات فرستاد و گفت:طاعت اين كافران و منافقان مدار در آنچه تو را مىگويند.و اگرچه آيت در اين گروه است،حكم او عام باشد در جملۀ كافران و منافقان. إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ عَلِيماً حَكِيماً [٦]،كه خداى تعالى عالم است و حكيم به آنچه فرمايد و گويد جز آن نفرمايد كه مصالح شما به آن تعلّق دارد.
وَ اتَّبِعْ مٰا يُوحىٰ إِلَيْكَ ،گفت:متابعت كن آن چيز را كه وحى كردند [٧]بر تو از خداى تو كه خداى تو عالم است و آگاه از آنچه اين كافران و منافقان مىكنند از جحود و عناد.
ابو عمرو به«يا»خواند:«يعملون»،ردّا الى الكافرين و المنافقين.و باقى قرّاء به«تا»ى خطاب [٨]،خطابا للنّبىّ و المؤمنين.
[١] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:عكرمة بن ابى جهل.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:طعمة بن ابيرق.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+يا رسول اللّه.
[٥] .آب،مش،كا:بيرون.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+گفت.
[٧] .آج،لب:كردهاند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+خواندند.