روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٧ - ترجمه
مجاهد گفت:آيت در جماعتى اهل كتاب آمد كه ايمان آوردند،جهودان ايشان را ايذا كردند و برنجانيدند،ايشان برآن اذا [١]صبر كردند. وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ ،و به حسنه سيّئه بازدارند [٢]،يعنى به توبت معصيت بازدارند.و گفتند:به سخن نيكو سخن لغو [٣]كافران بازدارند.و گفتند:به دليل دفع شبهت كنند.
وَ إِذٰا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ ،و چون سخن لغو و محال و بىفايده شنوند، اعراض كنند از آن و عدول،و در آن خصومت نكنند و منازعت. وَ قٰالُوا لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَكُمْ أَعْمٰالُكُمْ ،و گويند:عمل ما ما را،و عمل شما شما را. سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ لاٰ نَبْتَغِي الْجٰاهِلِينَ ،سلام بر شما باد،يعنى براى طلب سلامت ما را مخاطبه جاهلان [٤]نمىبايد و مثله قوله: وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ الْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً [٥].
إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ ،حقتعالى در اين آيت بازنمود كه:هدايتى كه لطف باشد و اسبابى كه مقرّب بود به ايمان و طاعت و آلت باشد در او،چون قدرت و عقل و تمكين و ازاحت علّت و نصب ادلّه،و مانند اين به رسول-عليه السّلام-تعلّق ندارد،چه او بر بعضى از اين چيزها قادر نباشد،و بعضى آن است كه اگرچه مقدور او بود،او نداند كه كدام است از اين فعلها كه مكلّف را لطف باشد و مقرّب.
وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ ،گفت:تو اين نوع هدايت نتوانى دادن آن را كه [٦]خواهى،بل اين نوع هدايت به خداى تعالى تعلّق دارد.
و آن هدايت كه به تو تعلّق دارد دعوت است،نحو قوله تعالى: وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ [٧]،اى تدعو.و شايد كه مراد به اين هدايت [٨]بيان باشد،يعنى تو ره نمايى به ره راست،يعنى بيان كنى.
پس حقتعالى در اين آيت بازنمود كه:هدايت كه به معنى لطف و اقدار باشد به تو تعلّق ندارد،و تو نتوانى كردن،و آن كار من است و به من تعلّق دارد،آن را دهم كه من خواهم.
[١] .آب،آج،لب،آز،آل،مش:ايذا.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش+حسنه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:جاهلين.
[٥] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٦٣.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+تو.
[٧] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٥٢.
[٨] .آط،آز،آل:هدى.