روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١ - ترجمه
آورد كه مىبايد تا آن جواب [١]شرط باشد،و«من»در اين وجه موصوله است نه جزاى.
بعضى ديگر گفتند:«الّا»به معنى«واو»عطف است،و المعنى و من ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فانّي.و«من»در اين وجه جزاى باشد،و مثله قول الشّاعر:
و كلّ اخ مفارقه أخوه
لعمر أبيك الّا الفرقدان
اى و الفرقدان،و اين هر دو وجه متعسّف است.و وجه نيكو در آيت آن است كه:«الّا»استثناى منقطع است به معنى لكن،و المعنى[لكن] [٢]من ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فانّى.و«من»در اين وجه جزاى باشد،و اين وجهى است نيكو و كلام[با] [٣]او بر ظاهر مانده است،و گفت:و لكن هرآن كه او ظلم كند،آنگه بدل كند بدى را به نيكى و گناه را به توبه،من او را بيامرزم كه من آمرزندهام و بخشايندهام [٤].
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ، و نيز گفت موسى را كه:دست در گريبانت كن تا بيرون آيد سپيد [٥]. مِنْ غَيْرِ سُوءٍ، بىبدى و آفتى و برصى.مراد به اين«سوء»، برص است به اتّفاق مفسّران،و اين معجزهاى ديگر بود موسى را-عليه السّلام-كه دست در گريبان كردى آنگه از گريبان برآوردى چندانى نور از آن بتافتى كه آفتاب را غلبه كردى. فِي تِسْعِ آيٰاتٍ، در نه آيت،و معجزهاى كه موسى را به آن فرستادند به فرعون،منها:العصا و اليد البيضاء.و«الى»تعلّق دارد به محذوفى،و التّقدير:في تسع آيات انت مرسل بهنّ الى فرعون و قومه،و مثله قول الشّاعر:
رأتني حبليها [٦]فصدّت مخافة
و فى الحبل [٧]روعاء الفؤاد فروق
اى رأتني مقبلا بحبليها.
و امّا آن نه آيت:عصا بود،و دست بيضاء،و ملخ،و كراهه [٨]،و بزغ،و خون،و انفلاق دريا،[و كوه] [٩]،و طوفان،و تفصيل اين در سورة الاعراف و بنى اسرايل رفته
[١] .همۀ نسخه بدلها:حجاب.
[٩] [٣] [٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بخشاينده.
[٥] .آج،لب،آل:سفيد.
[٦] .آط،آب:بحيلتها،لسان العرب(٣٠٥/١٠):مجلّيها.
[٧] .آط،آب،آز،آل،مش:فى الخيل.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:قمّل.