روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
راست،و او را برآن متابعت كنند و برآن عمل كنند،او را مثل مزد آنان باشد كه عمل آن [١]كرده باشند بىآنكه از مزد ايشان چيزى بكاهند.و هر داعيى [٢]كه دعوت كند با ضلالت و او را برآن متابعت كنند و برآن عمل كنند،ما[نند] [٣]آن وزر كه بر ايشان بود بر او بود بىآنكه از وزر ايشان چيزى بكاهند.آنگه حسن اين آيت بخواند. وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ عَمّٰا كٰانُوا يَفْتَرُونَ ،و بپرسند ايشان را روز قيامت از آن دروغ [٤]كه مىگويند.
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلىٰ قَوْمِهِ ،حقتعالى گفت:ما فرستاديم نوح را به قومش،در ميان ايشان مقام كرد [٥]براى اداى پيغامبرى و گزارد [٦]پيغام خداى،هزار سال كم پنجاه سال.
عبد اللّه عبّاس گفت:خداى تعالى نوح را بفرستاد،و او را چهل سال بود و هزار سال كم پنجاه سال پيش از طوفان دعوت كرد،و از پس طوفان چندانى بماند كه مردم از تناكح و تناسل بسيار شدند.
و شيخ ابو جعفر بابويه-رحمة اللّه عليه-در كتاب النّبوّة [٧]گفت:نوح را دو هزار و پانصد سال عمر بود.چون وقت وفاتش بود،ملكالموت او را گفت:
يا شيخ الانبياء!كيف وجدت الدّنيا؟قال:كبيت له بابان دخلت باحدهما و خرجت من الآخر، گفت [٨]:چون خانهاى كه دو در دارد،به يك در در آمدم و از ديگر [٩]بيرون شدم.
فَأَنْجَيْنٰاهُ وَ أَصْحٰابَ السَّفِينَةِ ،ما برهانيديم او را و اصحاب كشتى را،يعنى آنان را كه با او در كشتى بودند.و آن كشتى را آيتى كرديم و دلالتى و علامتى عالميان را.
وَ إِبْرٰاهِيمَ ،نصب او بر عطف است على قوله:نوحا،و التّقدير:و ارسلنا ابراهيم،و
[١] .همۀ نسخه بدلها:كه آن عمل.
[٢] .آط،آج،لب،آز،مش:داعى.
[٣] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:دروغى.
[٥] .لب:قيام كرد.
[٦] .كا:گذاردن،ديگر نسخه بدلها:گزاردن.
[٧] .آب،آز:مدارج النّبوّه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+چگونه يافتى دنيا را،گفت.
[٩] .آط،آب،آج،لب،مش:از ديگر در،آز از در ديگر.