روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٧ - ترجمه
گفت:پس چه كردى؟گفت:به زمين هند جانش برداشتم،ندانم تا چون رسيد به مدّت [١]نزديك آنجا،و هو
قوله-عليه السّلام: اذا اراد اللّه قبض عبد بارض جعل له فيها حاجة ،چون خداى خواهد تا جان بندهاى به زمينى بردارد،او را آنجا حاجتى كند.
اگر گويند:چگونه جمع كنى ميان اين آيات تا متناقض نشود من قوله: اَللّٰهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهٰا [٢]... ،و قوله: قُلْ يَتَوَفّٰاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ ،و قوله: تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا [٣]... ،و قوله: وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفّٰاكُمْ بِاللَّيْلِ [٤]... ،يك جاى مىگويد:جانها من بردارم،و يك جاى مىگويد:ملكالموت [٥]،و يك جا مىگويد:فريشتگان،و يك جا مىگويد:به شب جانها بردارم،نه اين ظاهرا مناقضه است؟ جواب گوييم:امّا توفّى فريشتگان به معنى قبض و نزع باشد،و امّا توفّى ملكالموت به معنى دعوت و اشارت باشد،كه در خبر چنين است كه:او را [٦]دعا كند جانها را،جانها او را اجابت كنند.و توفّى خداى تعالى تخريب بنيت حيات باشد،و «توفّى اللّيل»،مراد خواب است آن را توفّى خواند بر سبيل مجاز.و توفّى تمام بستدن باشد،يقال:توفّيت الشّىء و استوفيته.
وَ لَوْ تَرىٰ إِذِ الْمُجْرِمُونَ نٰاكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ ،گفت:و اگر بينى اى محمّد چون گناهكاران به نزديك خداى سرها در پيش افگنده باشند[٢٣٢-پ]از شرم گناهانى [٧]كه كرده باشند. رَبَّنٰا أَبْصَرْنٰا وَ سَمِعْنٰا ،اى يقولون [٨]:اين از جملۀ آن جايهاست كه قول محذوف باشد اين [٩]جا،مىگويند:بار خدايا!ما بديديم و بشنيديم. فَارْجِعْنٰا ،ما را با دنيا بر تا عمل صالح كنيم كه ما را علم يقين حاصل شد.
و جواب«لو»از كلام محذوف است،تقدير آنكه:«لو ترى لرأيت امرا فظيعا [١٠]»اگر آن كار بينى عظيم [١١]ديده باشى.
[١] .همۀ نسخه بدلها:به مدتى.
[٢] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٤٢.
[٣] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٦١.
[٤] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٦٠.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بردارد.
[٦] .كذا:در اساس،ديگر نسخه بدلها«را»ندارد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:گناهان.
[٨] .چاپ شعرانى(٩٠/٩)+ربّنا.
[٩] .مش:آنجا.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:قطيعا.
[١١] .آط،آب،مش:اگر آن بينى كارى عظيم.