روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٩ - ترجمه
آنكه رضاع شرعى دو سال بود پس از آن هر شير كه دهند [١]حكم رضاع ندارد و تحريم نيارد. أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوٰالِدَيْكَ ،اين كلمۀ موصيىبهاست،وصيّت اين بود كه شكر من كن و شكر مادر و پدرت. إِلَيَّ الْمَصِيرُ ،چه بازگشت شما و همه خلقان با من است،تا هركسى را به سزا جزا دهم.
آنگه خبر داد از آنچه تو را در آن باب طاعت ايشان نبايد داشت،گفت: وَ إِنْ جٰاهَدٰاكَ ،و اگر بر تو زور كنند، عَلىٰ أَنْ تُشْرِكَ بِي مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا .و تو را برآن حمل كنند كه شرك آر به من چيزى كه تو را به آن علمى نباشد،طاعت ايشان مدار. وَ صٰاحِبْهُمٰا فِي الدُّنْيٰا مَعْرُوفاً ،و در دنيا با ايشان به معروف و نكويى صحبت مىكن [٢]. وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنٰابَ إِلَيَّ ،و ره آنان سپر كه ايشان با من گريختند. ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ ،پس مرجع شما و بازگشت شما با من است [٣]،خبر دهم شما را به آنچه كرده باشى.
گفتند:آيت در سعد ابو وقّاص آمد و مادرش،و آنكه او نذر [٤]كرد كه طعام نخورد تا سعد از مسلمانى بر نگردد،از پس سه روز طعام نخورد-و آن قصّه رفته است در سورة العنكبوت.
يٰا بُنَيَّ إِنَّهٰا إِنْ تَكُ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ ،اين از كلام لقمان است، خداى تعالى از او حكايت كرد كه او گفت پسرش را: يٰا بُنَيَّ .ابن كثير خواند در روايت راويان او [٥]الّا ابن فليج [٦]:[٢٢٤-پ]يا بنى به سكون«يا».باقى قرّاء به«يا»ى مشدّد،الّا حفص كه او مفتوح خواند.و باقى قرّاء به كسر«يا»با تشديد،گفت:اى پسرك من! إِنَّهٰا إِنْ تَكُ مِثْقٰالَ [٧]،مدنيان«مثقال» خواندند به رفع،بر آنكه كان تامّه باشد به معنى حدث،و باقى قرّاء به نصب على انّه خبر كان،و قوله: فَتَكُنْ جزم است على العطف على قوله: إِنْ تَكُ ،و جزاى شرط قوله: يَأْتِ بِهَا اللّٰهُ.
[١] .آط،آب،آج،لب،مش:دهد.
[٢] .مش:صحبت دار.
[٣] .آط،آب،آج،لب،مش+من.
[٤] .مش:بنذر.
[٥] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .آط،آب،آج،لب،مش:ابن فلح.
[٧] .آط،آب،آج،لب،مش+حبّة.