روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠ - ترجمه
نامهاى فرستاد تفصيل اين هديهها در آنجا،و در نامه گفت [١]:اگر تو پيغامبرى فرق كنى ميان اينان كه به تو فرستادم تا غلام كدام است و كنيزك كدام؟و خبر ده تا در اين حقّهها چيست؟و آنكه ناسفته است بسم [٢]،و آنكه سفته است رشته [٣]در او كن.
آنگه رسول را گفت:چون در نزديك او شوى اگر به خشم و كبر در تو نگرد، پادشاه است پيغامبر نيست ما او را غلبه كنيم،و اگر به رقّت و رحمت نگرد و به تواضع سخن گويد،پادشاه نيست پيغامبر است.سخن او نكو بشنو و جواب [٤]نامه بازآر .
رسول [٥]ساز رفتن كرد.هدهد بيامد پيش ازآنكه او رسيد [٦]،و سليمان را خبر داد از آن هديهها كه او ساخته بود.سليمان-عليه السّلام-جنّيان و انسيان را بخواند،و بفرمود تا خشتهاى زرّين و سيمين بساختند چندانى كه ميدان او بود و شرف [٧]ميدان او از آن خشتها بر نهادند و فرش ميدان از آن بگستردند.
آنگه گفت:از اسبان آنچه نيكوتر باشند [٨]،گفتند:در دريا اسبانى هستند به الوان مختلف كه از آن نكوتر نباشد،برفتند و از آن بياوردند عددى بسيار،و همه را ستامهاى زر بر كردند،و به دو صف در آن ميدان بداشتند،و در زير پاى ايشان فرش خشتهاى زرّين [٩]بر كردند [١٠]به مقدار چند فرسنگ،و آنگه بفرمود تا جمله لشكر از جنّ و انس و وحوش و سباع و طيور حاضر آمدند.
و يك روايت آن است كه:سليمان-عليه السّلام-بفرمود تا ميدان را از آن خشتهاى [١١]زرّين و سيمين فرش كردند،و به مقدار آنچه ايشان داشتند از خشتهاى زر و سيم جاى [١٢]بگذاشتند،و سليمان-عليه السّلام-بفرمود تا سرير او به ميدان بردند و
[١] .مش:نوشت كه.
[٢] .مش:بسيم،چاپ شعرانى:سوراخ كن،كا:بسنب.
[٣] .كا:ريسمان.
[٤] .آب،آج،آز،آل+اين.
[٥] .مش+بلقيس.
[٦] .مش:برسد.
[٧] .آج،آز،مش:فرش.
[٨] .آج،آز،آل،مش:باشد.
[٩] .كا:سيمين.
[١٠] .آج،آل:كردند.
[١١] .كا:انكرها.
[١٢] .كا:خالى.