روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٣
و ابو عبيده [١]گفت [٢]:اين فرق ميان«ضاعفت»و«ضعّفت»،آن [٣]است يقال:
ضعّفت الشّىء اذا زدت [٤]عليه مثله،و ضاعفته اذا زدت عليه مثليه.
و قوله:«ضعفان»[٢٥٦-ر]،در او هم اين خلاف كردند،بعضى گفتند:مراد آن است كه مضافا الى ما حصل لها من العذاب فيكون [٥]معه [٦]ضعفين.
و بعضى دگر گفتند:يزيد على الحاصل بمثليه فيكون ثلاثة امثال غيره.
وَ كٰانَ ذٰلِكَ عَلَى اللّٰهِ يَسِيراً ،و اين بر خداى آسان است.
آنگه گفت: وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ ،گفت:و هركس كه از شما طاعت خداى و رسول دارد و عمل صالح كند،مزدش دوباره بدهيم و براى او ببجارديم [٧]مزدى كريم و ثوابى جزيل.
اگر گويند:چرا ثواب و عقاب [٨]مضاعف آمد؟گوييم بعضى گفتند:براى علوّ [٩]منزلت ايشان و اتّصال ايشان به رسول-عليه السّلام-چنان كه در شاهد،احسان و اساءت معتبران نه به آن منزلت باشد كه كار اراذل،و جزاى افعال ايشان از نيك و بد بر يك حدّ نبود.و جواب معتمد از اين آن است كه:خداى تعالى دانست كه اعمال ايشان از نيك و بد بر وجهى واقع خواهد بودن كه مستحقّ ضعفى يا دو ضعف از جزا شوند از ثواب و عقاب،چه قلّت و كثرت ثواب بر مذهب درست به مجرّد فعل نيست [١٠]،بر وقوع فعل است على وجه دون آخر.
و در شاذّ،عاصم الجحدرىّ خواند [١١]:«من تأت»،و«من تقنت»،بالتّاء فيهما نظرا الى المعنى.و جملۀ قرّاء برخلاف ايناند.
و روايت كردهاند از ابن عامر و يعقوب:قرائت«تا»في قوله:«تقنت» [١٢].
و«من»لفظى است صالح واحد را و تثنيه را و جمع را و مذكّر و مؤنّث را-چنان
[١] .آط،آب،آج،لب،مش+ابو عمرو و ابو عبيده.
[٢] .آط،آج،لب،مش:گفتند،آب:گفتهاند.
[٣] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .آط،آب،آج،لب:زادت.
[٥] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:فتكون.
[٦] .آط،آب،مش:منه.
[٧] .آط،آب،آج،لب،كا:ببجاريم،مش:بجاريم.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش،كا+ايشان.
[٩] .آج،لب+و.
[١٠] .آط،آب،مش+بل.
[١١] .آب:خوانده.
[١٢] .آب،مش:يقنت.