روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٢ - ترجمه
ابو حياة الشّامىّ خواند:«و هم من بعد غلبهم»،به سكون«لام»و هما لغتان، كالطّعن و الطّعن.
عبد اللّه عمر و ابو سعيد الخدرىّ و حسن بصرى و عيسى بن عمر خواندند:«غلبت الرّوم في ادنى الارض و هم من بعد غلبهم سيغلبون»برعكس قرائت عامّۀ قرّاء [١]، چنان كه اوّل روميان غالب باشند و به آخر مغلوب.
و گفتند:آيت آنگه آمد كه خداى تعالى خبر داد از غلبۀ روم پارس را.
و سعيد جبير و طلحۀ مصرّف [٢]خواندند:في ادنى [٣]الارض»على الجمع.
ابو الدّرداء گفت:گروهى آيند از پس ما كه خوانند:«الم غلبت الرّوم»و انّما هى غلبت،يعنى بضمّ الغين على اضافة الفعل الى المفعول.ابو عمرو الشّيبانىّ گفت كه، رسول-عليه السّلام-گفت:پارس و روم را يك و دو نطحه [٤]باشد،يعنى دو نطحه زنند [٥]،يكدو بار جوله باشد ايشان را آنگه دگر دولت نبود ايشان را.و روم ذات القرون باشند،هرگاه كه قرنى برود [٦]قرنى بيايند-الى آخر الأبد.
قوله: بِنَصْرِ اللّٰهِ ،«با»تعلّق دارد به«يفرح».آنگه گفت: يَنْصُرُ مَنْ يَشٰاءُ ، خداى نصرت كند آن را كه خواهد به حسب مصلحت. وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ،و او عزيز است و غالب و با قهر و غلبه و عزّت،و رحيم است و بخشاينده.
وَعْدَ اللّٰهِ ،نصب او بر مصدر است،تقدير او آنكه[] [٧]وعد اللّه وعدا،آنگه فعل بيفگند و مصدر اضافت كرد با فاعل،يعنى اين نصرت و وعدۀ خداى است،و خداى تعالى خلف وعده نكند كه كذب باشد،و او منزّه است از قبيح [٨]. وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ ،و لكن بيشترين مردمان ندانند.
يَعْلَمُونَ ظٰاهِراً مِنَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،بيشتر مردمان ظاهرى مىدانند از زندگانى
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:ندارد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:طلحة بن مصرّف.
[٣] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٤١/٩):ادانى.
[٤] .اساس نطيحه خوانده مىشود،به قياس با ضبط كليّۀ نسخه بدلها تصحيح شد كه ظاهرا بر متن راجح مىنمايد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل:يعنى يكدو سر زنند،چاپ شعرانى(٤٢/٩):يكدو سرو زنند،كا:يكدو سرو زدن.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بروند.
[٧] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:بجز كا:قبح.