روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦١ - ترجمه
و روزى كه بخواند ايشان را،پس گويد:كجااند بتان [١]همبازان [٢]من آنان كه بوديد [٣]شما مىگفتيد و دعوى مىكرديد [٤].
و بيرون آريم [٥]از هر امّتى گواهى پيغامبرى،پس گوييم [٦]ما بياريد [٧]حجّت شما [٨]،پس بدانند [٩]كه حقّ خداى راست و گم شود [١٠]از ايشان آنچه بودند دروغ فرامىبافتند [١١].
بهدرستى كه قارون [١٢]بود از قوم موسى،افزونى جست بر ايشان و بداديم ما او را از گنجها چندان كه كليدهاى آن گرانبار كردى [١٣]چهل كس را [١٤]خداوندان نيرو چون گفت او را گروه [١٥]او،شاد مشو [١٦]كه خداى تعالى دوست ندارد شادىكنندگان را [١٧].
و بجوى [١٨]در آنچه بداد تو را خداى سراى واپسين [١٩]و فراموش مكن نصيب خود از اين جهان،و
[١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .آط،آج،لب،آل:انبازان،آب،مش:شريكان.
[٣] .آط:بودى/بوديد.
[٤] .آط:مىكردى/مىكرديد.
[٥] .آط،آج،لب،آل:بازگرفتيم،آب،مش:بكشيديم.
[٦] .آط،آب،مش:گفتيم،آج،لب،آل:پس گفتيم.
[٧] .آط:بيارى/بياريد.
[٨] .آب،مش:دليل خود را.
[٩] .آط:بدانستند.
[١٠] .آب،مش:گمراه شد.
[١١] .آط:آنچه فرامىبافند،آج،لب،آل:آنچه بودند كه فرامىبافتند،آب،مش:آنچه افترا مىكردند.
[١٢] .اساس:قرون.
[١٣] .آط:گران بكردى،آج،لب،آل:گران بود.
[١٤] .آط:بكردى جماعت،آب،مش:كردى جماعتى را.
[١٥] .آط،آل:گفت قومش را،آج،لب:گفت موسى قومش را.
[١٦] .آط:بطر مكنى،آب،مش:شادان مباش،آج،لب،آل:شاد مباش.
[١٧] .آب،مش:مردان شادان.
[١٨] .آط،آب،آج،لب،آل،مش:طلب كن.
[١٩] .آط،آج،لب:بازپسين.