روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠ - ترجمه
و جواب ديگر از آن [١]آن است كه:اوّل كه بينداخت مارى بود خرد [٢]و سبكرو [٣]، آنگه بتدريج بزرگ مىشد تا كه اژدهاى [٤]شد.
و جواب سيم آن است كه:ممتنع نبود كه در خفّت و سرعت سير با مار ماند،و در عظم خلق و هول منظر با اژدها ماند جامع بود اين دو وصف [٥]را،چنان كه حقّ تعالى گفت: قَوٰارِيرَا [٦]مِنْ فِضَّةٍ [٧]، آبگينهاى از سيم [٨]،و آبگينه از سيم نباشد،يعنى في صفاء [٩]القوارير و رقتها [١٠]،و في بياض الفضة و قوتها. وَلّٰى مُدْبِراً، نصب آن بر حال است. وَ لَمْ يُعَقِّبْ، اى و لم يرجع على عقبه،و بازپس نيامد.
قتاده گفت:و لم يلتفت،بازپس [١١]ننگريست.خداى تعالى گفت: لاٰ تَخَفْ، مترس كه پيغامبران به نزديك من نترسند،و ترس موسى-عليه السّلام-نه از شكّ بود، از طباع [١٢]بشريّت بود،و هول منظر آن كار و غرابت آن [١٣].
إِلاّٰ مَنْ ظَلَمَ، إلاّ آنكه ظلم كرده بود.علما در اين استثنا خلاف كردند.حسن و ابن جريج گفتند:استثناى متّصل است،و مراد به اين ظالم موسى است-عليه السّلام-و ظلم او قتل قبطى بود و آنكه او معترف شد به آنكه: رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي [١٤]و اين ظلم را تفسير كردهايم-و در جاى خود مستقصىتر [١٥]گفته شود. ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ، پس نيكويى بدل كند به بدى [١٦]،يعنى توبه كند چنان كه موسى -عليه السّلام-كرد از قتل قبطى،و اين وجهى است كه جز متأول نتوان گفتن،چه هم ظلم و هم توبه را در حقّ پيغامبران-عليهم السّلام-تأويل بايد،و بر اين وجه در كلام محذوفى باشد،و هو من ظلم [١٧]منهم ثم بدل حسنا بعد سوء. فَإِنِّي، براى اين«فا»
[١] .همه نسخه بدلها:از او.
[٢] .لب،مش:خورد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:سبك.
[٤] .آط:ازدها.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:صفت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:قواريرا.
[٧] .سورۀ انسان(٧٦)آيۀ ١٦.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:عبارت«آبگينهاى از سيم»را ندارد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:صفة.
[١٠] .آط،آج،لب،آل:رقبها،چاپ شعرانى:بريقها.
[١١] .آط،آب،آج،لب:با او.
[١٢] .آب،آز:طبايع.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:غوايت او.
[١٤] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٤٤.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:مستقصاتر.
[١٦] .آط،آج،لب:پس بدى.
[١٧] .آز،مش:اظلم.