روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٢ - ترجمه
آنگه [١]مثل اين كافران زد به مردگان،گفت: فَإِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ ،تو اى محمّد مردگان را چيز[ى] [٢]نتوانى شنوانيدن،اين كافران در قلّت فهم و فكر و انديشه با مردگان مانند ازآنجا كه منتفع نهاند آنچه مىشوند،و مثل [٣]الآية في المعنى قول الشّاعر-شعر:
لقد اسمعت لو ناديت حيا
و لكن لا حياة لمن تنادي
وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ
،ابن كثير خواند«يسمع الصّمّ»،به«ياى»مفتوح و «ميم»مفتوح و رفع«صمّ»بر فاعليّت چنان كه فعل ايشان را باشد،يعنى كر دعا و آواز [٤]نشنود،و باقى قرّاء به«تاى»مضموم و كسر«ميم»و نصب«صمّ»خواندند،و تو نشنوانى كران را دعا،بر اين قرائت متعدّى باشد به دو مفعول. إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ، خصوصا در آن حال كه گوش با دعا و آواز تو نكنند،و از تو روى بر گردانند.
وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْيِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ ،آنگه مثل زد ايشان را در ره حقّ ناديدن به كوران،گفت:تو كوران را ره نتوانى نمودن،و ايشان را از گمراهى با راه راست نتوانى آوردن. إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ يُؤْمِنُ بِآيٰاتِنٰا ،الّا كسى را كه به آيات ما ايمان آرد [٥]نشنوانى،يعنى او باشد كه حديث تو بشنود و انديشه كند و منتفع شود به آن. فَهُمْ مُسْلِمُونَ ،و آنان كه چنين باشند مسلمان [٦]باشند،و تأويل مثل اين آيت برفته است با شواهد نظم و نثر،چه معلوم است كه كافران بر حقيقت كور و كرانهاند [٧].
اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ،او آن خداى است كه بيافريد شما را از ضعف.
عاصم و حمزه«ضعف»خواندند به فتح«ضاد»و اعمش و يحيى وثّاب [٨]در شاذّ،و روايت كردند و گفتند:اين لغت پيغامبر است-صلّى اللّه عليه و على آله.و باقى قرّاء «ضعف»خواندند به ضمّ«ضاد»و هما لغتان:كالرّعب و الرّعب،و الكره و الكره.فرّاء گفت:«ضمّ»لغت قريش است و«فتح»لغت تميم.
خداى تعالى گفت:او آن خداى است كه بيافريد شما را از ضعف،يعنى از
[١] .آج،لب+اين.
[٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .آب،آز:مثله.
[٤] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:آواز و دعا.
[٥] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:دارد.
[٦] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:باشند،ايشان مسلمانان.
[٧] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها بجز كا:كراند.
[٨] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:يحيى بن وثّاب.