روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٤ - ترجمه
پس بر اين قول فارغا هم خاليا باشد لا همّ فيه و لا حزن كالدّم الفرغ الّذى لا دية فيه و لا قود.
العلاء بن زيد گفت:فارغا اى نافرا.ابن محيصن خواند و فضالة بن عبيد:فزعا، به«عين»نامنقّط و به«زاى»منقّط [١]من الفزع،دل او ترسناك شد. إِنْ كٰادَتْ لَتُبْدِي بِهِ ،«ان»مخفّفه است از ثقيله [٢]،و التّقدير:انّها كادت لتبدي به،نزديك بود كه اظهار كند آن كار را.و گفتند:ضمير در«به»راجع است با موسى،يعنى نزديك بود كه اظهار كند آن كار كه پوشيده مىداشت از سختى و غم كه به دل او رسيد.
عبد اللّه عبّاس گفت:نزديك بود تا گويد وا ابتاه.مقاتل گفت:چون ديد كه موج آن تابوت [٣]بر بالا مىبرد و به زمين [٤]مىآورد،صبرش نماند خواست تا جزع كند و آن كار آشكارا كند.كلبى گفت:اين آنگاه بود كه فرعون موسى را به فرزندى بپذيرفت [٥]مردمان مىگفتند:موسى بن فرعون،او را خوش نمىآمد [٦]،نزديك بود تا گويد [٧]:موسى ابني و ابن عمران.
بعضى ديگر گفتند:ضمير عايد است با وحى،يعنى نزديك بود كه آن وحى و القا كه كرديم در دل او آشكارا كند. لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلىٰ قَلْبِهٰا ،اگر نه آنستى كه ما دل او بر جاى بداشتيم به الطاف و عصمت. لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ،تا او از جملۀ مؤمنان باشد.
وَ قٰالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ ،گفت مادر موسى خواهر موسى را،و مريم بود نامش [٨].
قصيّه،اى اتّبعي [٩]اثره،بر پى او برو تا خبر او و حال او بدانى كه كجا رسد،و «قصّه»،از اينجاست كه تتبّع اثر گذشتگان باشد،و قصّه هم از اينجاست طرّه را
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:منقوط،كا:به زاء معجم و عين غير معجم من الفزع.
[٢] .آب،آز:مثقله.
[٣] .آب،آج،لب،آز،آل،مش،كا+را.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:به زير.
[٥] .آط،آب،آز،مش،كا:بپذيرفت،آج،لب،آل:نپذيرفت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:نيامد.
[٧] .مش:كه بگويد،كا:كه گويد.ديگر نسخه بدلها:تا بگويد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:و نامش مريم بود.
[٩] .آج،لب،ال:ابتغى.