روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٩ - ترجمه
دگر آنكه،مراد جزاى نسيان است،آن را نسيان خواند بر طريق ازدواج كقوله:
وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللّٰهُ [١]... ،و: اَللّٰهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ [٢]... و قوله: فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ [٣].
وَ ذُوقُوا عَذٰابَ الْخُلْدِ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ،و بچشى عذاب جاودانى [٤]به آنچه كردهاى.
كعب الاحبار گفت:چون روز قيامت باشد و خلايق را در صعيد سياست بدارند و اهل دوزخ را به دوزخ سپارند،فريشتگان برخيزند و شفاعت كنند [٥]،شفاعت ايشان مقبول [٦]شود.و جماعتى را از دوزخ بيارند[به شفاعت ايشان.آنگه پيغامبران برخيزند و] [٧]شفاعت كنند،به شفاعت ايشان گروهى دگر بيايند [٨]،آنگه شهيدان شفاعت كنند[آنگه مؤمنان شفاعت كنند] [٩]تا آنگه كه شفاعت شفيعان برسد رحمت بيايد.و اين بر سبيل توسّع باشد،و گويد:بار خدايا!مرا نيز شفاعتى مىرسد؟حقتعالى گويد:بلى،شفاعت كن،گويد:بار خدايا!دركه؟گويد:در هر بندهاى و پرستارى كه مرا ياد كرد در مقامى،يا از من بترسيد،يا به من اميد داشت،يا در همۀ عمر مرا يك روز بخواند به خوف يا به رجاء،او را از دوزخ[بر آر.ايشان را از دوزخ] [١٠]برآرند جمله،تا در دوزخ نماند الّا آنكه خداى تعالى به او مبالات نكند.
آنگه حقتعالى بفرمايد تا در دوزخها گيرند [١١]و در بندند.ازآنپس هيچ راحت در او نشود،و هيچ غم از او بيرون [١٢]نشود.و گويند،فريشتگان عند آن حال گويند [١٣]:
فَذُوقُوا بِمٰا نَسِيتُمْ لِقٰاءَ يَوْمِكُمْ هٰذٰا إِنّٰا نَسِينٰاكُمْ -الآية.
إِنَّمٰا يُؤْمِنُ بِآيٰاتِنَا الَّذِينَ إِذٰا ذُكِّرُوا بِهٰا خَرُّوا سُجَّداً ،آنگه گفت:به حقيقت ايمان آنان دارند به آيات ما كه چون ايشان را تذكير كنند،و ذكر ما [١٤]ياد دهند ايشان
[١٣] [١] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٥٤.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٥.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٤.
[٤] .آج،لب:جاويدانى،كا:جاودان.
[٥] .مش+و.
[٦] .مش:قبول.
[١٠] [٩] [٧] .اساس:افتادگى دارد،از آط،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:بيارند.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:بيرون.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:من.