روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٣ - ترجمه
مزيّت هارون بر خود بشناسى.همچنان كردند.
بر دگر روز كه بازآمدند [١]عصاها بر حال خود بود مگر عصاى هارون [٢]كه برگ [٣]بر آورده بود،و از درخت بادام بود،و بر بياورده بود.جمله گفتند:ما را معلوم بود، معلومتر شد فضل هارون،جز قارون كه او گفت:اين بس عجب نيست از آن سحرها كه تو مىكنى،و برخاست و برفت و از موسى اعتزال كرد،او و اتباع او و موسى را ايذا مىكرد و مىرنجانيد،و موسى-عليه السّلام-براى [٤]قرابتى كه ميان ايشان بود تحمّل مىكرد و مدارا،و او را باز مىخواند و او هر روز طاغىتر و بىفرمانتر بود موسى را و دشمنتر،تا سرايى بساخت و در آن سراى زرّين كرد،و ديوارهاى آن [٥]در صفايح زر گرفت،و جماعت [٦]بنى اسرايل روى به او نهادند،و او قاعده نهاد كه مردم را طعام دادى [٧]بامداد و شبانگاه.چون طعام بخوردندى،مقام كردندى و حديث كردندى و مضاحك گفتندى.
چون خداى تعالى آيت زكات فرستاد،و زكات واجب كرد،موسى-عليه السّلام- برخاست و به نزديك قارون آمد،گفت:خداى تعالى آيت فرستاده است و زكات فرموده.او گفت:اين كه تو مىگويى مبلغهاى عظيم باشد،من اين بنتوانم دادن [٨].
خداى تعالى گفت:اين تعلّل است كه او مىكند،به اندكى و بسيارى او خود ايمان ندارد،و اندك و بسيار چيزى نخواهد دادن [٩]،خواهى تا بدانى برو [١٠]و او را مسامحتى كن.
موسى بيامد و گفت:من از تو چيزى كم [١١]بستانم و بتدريج با [١٢]كم [١٣]مىكرد تا به آنجا آمد كه گفت:از هر هزار دينار يك دينار بده،و از هر هزار درم يك درم،و از
[١] .همۀ نسخه بدلها+همۀ.
[٢] .مش+را.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:برگى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:برآن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:او.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:جماعتى.
[٧] .آط،آب،آز،مش+به.
[٨] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:نتوانم كرد.
[٩] .آب،مش+اگر.
[١٠] .آط:به روى.
[١٣] [١١] .همۀ نسخه بدلها:كمتر.
[١٢] .آب،آز،مش:تا.