روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١ - ترجمه
لشكر [١]حاضر آمدند و چهار هزار كرسى زرّين بر دست راست او بنهادند و چهار هزار بر دست چپ،و برآن وزرا و علما و اعيان و وجوه بنشستند و لشكر صف كشيدند چند فرسنگ.انسيان پيش [٢]او باستادند [٣]و از پس ايشان جنّيان،و از پس ايشان سباع،و از پس ايشان وحوش،و مرغان در هوا پر در پر گستردند [٤].
چون رسولان آنجا رسيدند،چيزى ديدند كه هرگز نديده بودند.و آن اسبان را ديدند بر سر خشتهاى زرّين و سيمين بداشته برآن بول و روث مىكردند [٥]،آنچه داشتند در چشم ايشان حقير شد.چون به ميدان در آمدند همه ميدان مفروش بود جز به مقدار آنچه ايشان داشتند.
ايشان با يكديگر گفتند:نبايد تا ما را به دزدى متّهم كنند،راى آن است كه آنچه داريم از اين خشتهاى زر و سيم آنجا بنهيم بر جاى خالى،همچنان كردند و آن [٦]حقير و ناچيز گشت.
چون به سباع رسيدند،نيارستند به ايشان گذشتن [٧]،كسها [٨]كه موكّل بودند گفتند:بگذرى [٩]كه اينان گزند نيارند كردن جز به فرمان سليمان،بگذشتند [١٠].چون به شياطين رسيدند،منظرى مهول [١١]ترسناك ديدند،فروماندند و قوّت نماند ايشان را، گفتند:بگذرى [١٢]كه باكى نيست بر شما،بگذشتند [١٣]تا پيش سليمان رسيدند [١٤]،در پيش او باستادند [١٥].سليمان عليه السّلام-به ايشان نگريد [١٦]روى گشاده و خندان [١٧]و گفت:ما وراءكم،چه خبر است آنان را كه بازگذاشتى [١٨]؟و ايشان را به شفقت بپرسيد [١٩]،و رئيس قوم پيش آمد و نامۀ بلقيس بداد.سليمان-عليه السّلام-گفت حقّه
[١] .كا+همه.
[٢] .كا+تخت.
[٣] .آب،آز،آل،مش:بايستادند.
[١٢] [٤] .مش:بگستردند،آج،آل:در هوا پر كردند.
[٥] .كا:نمىكردند.
[٦] .كا+هديّهها همه.
[٧] .آط:گزشتن،كا:بگذاشتن.
[٨] .آب،آج،آز،آل،مش،كا:كسانى.
[٩] .آط:بگزرى،آب،آج،آل،آز،مش،كا:بگذريد.
[١٠] .آط:بگزشتند.
[١٣] [١١] .آب،آز،مش:بهول.
[١٤] .آب،آج،آز،آل:شدند.
[١٥] .آب،آز،آل،مش،كا:بايستادند.
[١٦] .آب،آز،مش:ندارد.
[١٧] .آب،آز+در آمد.
[١٨] .آط:بازگذاشتى،كا:گذاشتيد.
[١٩] .آب:برسيد.