روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٧ - ترجمه
و بديدند و اختبار كردند،هيچ اثر [١]نديدند،هرگه كه دست بر شكم او نهادند، كودك با پشت [٢]رفت [٣].برفتند و فرعون را گفتند:هيچ اثرى نيست[١٧٤-پ]،و اصلى نيست اين حديث را.
چون حمل به او [٤]گران شد و وقت وضع نزديك رسيد [٥]،از جملۀ قابلگان كه [٦]ايشان را بر اين كار گماشته بودند يكى بود كه او با مادر موسى دوستى [٧]داشتى.
چون درد زادن بگرفت او را،كس فرستاد و آن قابله را حاضر كرد و او را گفت:بدان كه حالى چنين پيش آمد،و اين دوستى تو [٨]بايد تا مرا نفعى كند به وقتى،اگر ممكن باشد مرا يارى دهى بر اين وضع و [٩]پوشيده دارى.گفت همچنين [١٠]كنم.
چون اين حديث بشنيد،در دل گرفت كه فرعون را خبر دهد اگر مولود پسر باشد.
چون مادر موسى به موسى بار بنهاد.نورى از ميان چشمهاى او بتافت كه چشمهاى ايشان را مبهوت [١١]كرد،و دوستى از او [١٢]در دل اين قابله فتاد [١٣]سخت،روى به مادر موسى كرد و او را گفت:همه عزم من آن بود كه اگر اين مولود پسر باشد،يا بكشم او را [١٤]،يا فرعون را خبر دهم.اكنون چون بديدم او را،دوستيى از او در دل من [١٥]افتاد،و اين نور روى او گواى [١٦]مىدهد كه [١٧]آن كودك است كه دشمن ماست،و هلاك ما بر دست او باشد،و لكن دوستى او رها نمىكند مرا كه مكروهى به او رسانم،او را نگاه دار از فرعون و قومش.
چون قابله از سراى مادر موسى به در آمد [١٨]،بعضى از عيون و جواسيس او را
[١] .كا+حمل.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:او،كا+مادر.
[٣] .لب:برفت،مش:مىرفت و مىچسبيد چنان كه اثر آن معلوم نمىشد،كا:رفتى.
[٤] .آج،لب:با او،آز:او به او،مش:حمل بار.
[٥] .همه نسخه بدلها:نزديك آمد.
[٦] .مش+تمام.
[٧] .كا+فرعون.
[٨] .مش:و به اين دوستى كه مرا با توست مى.
[٩] .آب،آز،مش:بر اين و اين حديث،آط،آج،لب،آل:وضع و اين،كا:و اين حديث.
[١٠] .مش+كه مىگويى چنان.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:متحيّر.
[١٢] .مش:دوستى موسى،ديگر نسخه بدلها بجز كا:دوستى او،كا:دوستى از.
[١٣] .آنهمه نسخه بدلها:افتاد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:اين را.
[١٥] .مش+سخت.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:گواهى.
[١٧] .آط،آب،مش+اين.
[١٨] .كا:بيرون آمد.