روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٩ - ترجمه
ترمى العضاه بحاصب من ثلجها
حتّى يبيت [١]على العضاه جفالا
و آنان را كه خداى تعالى به حاصب هلاك كرد قوم لوط بودند در قول عبد اللّه عبّاس و قتاده. وَ مِنْهُمْ ،از ايشان بعضى آن بود كه ايشان را به صيحه و بانگ بگرفت و [٢]ثمود بودند و قوم صالح. وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ ،و از ايشان بهرى آن بودند كه به زمينشان فروبرديم،و آن قارون بود و قومش.و بهرى آن بود كه ايشان را غرق بكرديم،و آن فرعون بود و قومش و قوم نوح.آنگه گفت: وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيَظْلِمَهُمْ ، و خداى تعالى بر ايشان ظلم نكرد،چه ايشان مستحقّ آن بودند،بل ايشان بر خود ظلم كردند به كفر و فسق و نافرمانى.
آنگه گفت: مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِيٰاءَ ،مثل آنان كه بدون خداى دوستان و معبودان گيرند از اصنام،چون مثل كرّاتن [٣]است كه او خانه كند ضعيف. وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ ،و ضعيفترين خانهها خانههاى [٤]كرّاتن [٥]باشد اگر دانند،و وجه تشبيه و تمثيل آن است كه خداى تعالى گفت:عبادت ايشان اصنام را،و گمان ايشان و اميد ايشان به عبادت اين جمادات در وهن و ضعف با نسج عنكبوت ماند كه به هر بادى و آسيبى دريده شود،و هيچ از او حاصل نيايد.
و عنكبوت وزن او فعللوت است و جمعش عناكب باشد،و هم مذكّر باشد اين لفظ و هم مؤنّث،قال الشّاعر [٦]:
على هطّالهم منها بيوت
كأنّ العنكبوت هو ابتناها
و يروى:
على هطّالهم منها [٧]بيوت
كأنّ العنكبوت هو ابتناها
و صادق-عليه السّلام-گفت از پدرانش از اميرالمؤمنين -عليه السّلام-كه او گفت:خانه را از نسج عنكبوت پاكيزه دارى كه آن درويشى بار آرد.
إِنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ مٰا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ ،اهل بصره به«يا»خواندند:
[١] .كا:تبيت.
[٢] .مش+ايشان.
[٥] [٣] .چاپ شعرانى(٢١/٩):كراتين،كا:كرّۀ تنعه.
[٤] .آب،آز،مش،كا:خانه.
[٦] .آب،آج،لب،آز+شعر.
[٧] .كذا در آط و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢١/٩)و لسان(ذيل عنكب):منهم.