روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٧ - ترجمه
ابن كثير و حمزه و كسائى و خلف و ابو بكر و يعقوب،خواندند:«انّا منجوك»به تخفيف من الانجاء،و باقى قرّا«منجّوك»،به تشديد من التّفعيل،ما تو را و اهلت را برهانيم جز زنت را كه او از جملۀ آنان است كه در عذاب بماند.و گفتند:در ميان اينان بماند تا عذاب رسيدن.
إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلىٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً ،ما فروفرستيم بر اهل اين شهر، رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ ،عذابى از آسمان،و آن سنگ بود كه بر ايشان بباريد به آن فسق كه كردند و از فرمان خداى برون [١]آمدند.
وَ لَقَدْ تَرَكْنٰا ،ما بگذاشتيم [٢]از آن شهر آيتى و علامتى و عبرتى روشن براى گروه عاقلان،يعنى از هلاك ايشان و باريدن سنگ بر ايشان.اين قول قتاده است.
عبد اللّه عبّاس گفت:آثار منازل ايشان و خرابى آن،مجاهد گفت:آبى سياه بود كه ازآنجا بر آمد.
وَ إِلىٰ مَدْيَنَ أَخٰاهُمْ شُعَيْباً ،«الى»تعلّق دارد به محذوفى،گفت:و به مدين فرستاديم برادر ايشان شعيب را،عطفا على قوله: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً [٣]-الى قوله:
و كذلك ارسلنا... إِلىٰ مَدْيَنَ أَخٰاهُمْ شُعَيْباً [٤].
فَقٰالَ ،گفت:اى قوم!خداى را پرستى. وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ ،و اميد دارى به روز قيامت يعنى به ثواب قيامت.يونس نحوى گفت:«رجا»اين جا به معنى خوف است،و از قيامت بترسى. وَ لاٰ تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ ،و در زمين فساد مكنى.و «عيث»،و«عثوّ»،اشدّ الفساد باشد،و نصب«مفسدين»بر حال است از فاعل.
فَكَذَّبُوهُ ،به دروغ داشتند اهل مدين شعيب را. فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ ،به عقوبت آن زلزله بگرفت.و«ارجاف»ازآنجاست،سخنى باشد كه مردم را متزلزل كند.
فَأَصْبَحُوا فِي دٰارِهِمْ جٰاثِمِينَ ،گفتند:اين زلزله در شب بود،بامداد همه در خانههاى خود مرده [٥].
گفتند:مراد به«اصبحوا»،«صاروا»است،مراد نه تخصيص صباح و مساست.و اصل«جثوم»،بروك باشد،يقال:جثا الرّجل على ركبتيه،و جثم
[١] .آب،آز،مش،كا:بيرون.
[٢] .آط:بگزاشتيم.
[٣] .سورۀ عنكبوت(٢٩)آيۀ ١٤.
[٤] .سورۀ عنكبوت(٢٩)آيۀ ٣٦.
[٥] .آب،آز،كا+بودند.