روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٥ - ترجمه
و فعلا،چيزى و كارى كه كسى از جهانيان شما را به آن سبق نبرد و پيش از شما نكرد.
آنگه تفسير كرد آن فاحشه را،گفت: أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ ،شما خلوت مىكنى با مردان چنان كه با زنان كنند به قضاى شهوت. وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ ،و ره مىزنى. وَ تَأْتُونَ فِي نٰادِيكُمُ الْمُنْكَرَ ،و در مجلسى كه نشسته باشى منكر مىكنى.
امّ هانى بنت ابي طالب گفت:از رسول-عليه السّلام-پرسيدم كه آن منكر چه بود كه ايشان كردندى؟گفت:بر راهها نشستندى و هريكى كاسه سنگريزه بر خود بنهادندى و هركه گذشتى [١]،سنگى به او مىانداختى،و رسول-عليه السّلام-گفت:
إيّاكم و الخذف فانّه لا ينكأ [٢]العدوّ و لا يصيب الصّيد و لكن يفقؤ [٣]العين و يكسر السنّ ،گفت:احتراز كنى از سنگ انداختن كه آن در دشمن اثر نكند و اصابت نكند،و لكن چشم بجهاند و دندان بشكند.
القاسم [٤]بن محمّد گفت:منكر آن بود كه ايشان بر يكديگر ضراط دادندى.
مجاهد گفت:در مجمع به حضور يكديگر مجامعه كردندى با غلامان.مكحول گفت:
ده خصلت كه در قوم لوط بود در اين امّت هست:يكى آنكه كندرو [٥]خاييدندى،و انگشت شكستن،و ايزار پاى [٦]گشادن،و سر انگشتان به حنا بستن،و شكنف [٧]باز گذاشتن [٨]،و كمانگروهه [٩]انداختن،و سنگ انداختن،و لواطه كردن،و بر يكديگر ضراط دادن،و صفير زدن.
فَمٰا كٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِينَ ، جواب قوم او اين بود كه گفتند:عذاب خداى به ما آر اگر از جملۀ راستگويانى.
قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ ،لوط گفت:بار خدايا!مرا نصرت و يارى ده بر اين جماعت مفسدان،يعنى قوم او.
[١] .آط:گزشتى.
[٢] .آط:لا ينكأ،آج،لب:لابتكاء.
[٣] .آج،لب،مش:تقفا،آز:تقف.
[٤] .مش:ابو القاسم،كا:قسم.
[٥] .مش،كا:كندر.
[٦] .آج،لب:ازار پاى.
[٧] .كذا در آط و آج و لب،كا:سكنى باز گذاشتن،آب،آز،مش،آل:ندارد.ظ:شكنف/شكنب،شكم.
[٨] .آط:گزاشتن.
[٩] .آج،لب:گروه.