روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
اليهم،ما بر ايشان تعجيل عقوبت كردمانى [١]يا [٢]نو را نفرستادمانى [٣]به پيغامبرى به ايشان،و لكن تو را بفرستاديم [٤]، لِئَلاّٰ يَكُونَ لِلنّٰاسِ عَلَى اللّٰهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ [٥]... ،تا مردمان را بر خداى هيچ حجّت نباشد [٦]پس از رسولان خداى.
فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا ،چون حق به ايشان آمد از نزديك او،يعنى محمّد. قٰالُوا ،گفتند: لَوْ لاٰ أُوتِيَ ،اى هلاّ اوتى،چرا ندادند او را-يعنى محمّد را- صلّى اللّه عليه و على آله-مانند آنكه موسى را دادند از كتابى منزل بهيكبار،جملة واحدة؟يا چرا او را مانند آن معجزه [٧]ندادند كه موسى را از عصا و يد بيضاء؟ أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِمٰا أُوتِيَ مُوسىٰ مِنْ قَبْلُ ،نه ايشان بودند كه كافر [٨]شدند به آنچه موسى را دادند پيش از اين،يعنى تورات و آيات و معجزات. قٰالُوا ،و گفتند: سِحْرٰانِ [٩]، اينان دو جادواند [١٠]،يعنى موسى و هارون دو جادواند كه پشت با هم زدهاند.
كلبى گفت:اين مقالت [١١]آنگه گفتند كه جماعتى از كفّار قريش بيامدند[به مدينه] [١٢]و احبار جهودان را بپرسيدند از حديث محمّد و نعمت و صفت او،ايشان گفتند:او حقّ است و پيغامبر [١٣]راستگوى است،و نعت و صفت او در كتاب ما هست.ايشان بيامدند و جماعت را به [١٤]گفتار ايشان خبر دادند،كفّار مكّه گفتند:
سِحْرٰانِ تَظٰاهَرٰا ،ايشان دو جادواند [١٥]،يعنى موسى و محمّد،و اين قول عبد اللّه عبّاس است،و قول اوّل قول مجاهد است.
كوفيان خواندند: سِحْرٰانِ بى«الف»،دو جادوىاند،يعنى قرآن و تورات،و باقى قرّاء«ساحران»،بر اسم فاعل. تَظٰاهَرٰا ،اى تعاونا.و إِنّٰا بِكُلٍّ كٰافِرُونَ ،و ما به همه كافريم از تورات و قرآن و موسى و محمّد.
[١] .آط،آب،آج،لب،آز:كرديمى،آل،مش:كرديم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[٣] .آط،آب،آج،لب،آز:بفرستاديمى،مش:بفرستاديم.
[٤] .مش:نفرستاديم.
[٥] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٦٥.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:نماند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز آب،آز:معجز.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:كافران.
[٩] .اساس:ساحران،به قياس با ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.
[١٠] .آط،آب،آز،مش:جادوى.
[١١] .آل:مقالات.
[١٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:پيغامبرى/پيغمبرى.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:از.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز:جادوى.