روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
رسانيدنى روشن.
أَ وَ لَمْ يَرَوْا ،كوفيان به«تا»ى خطاب خواندند:«تروا».و باقى قرّاء به«يا» خبرا عن الغائب،نمىبينند [١]ايشان يا نمىبينى شما؟ كَيْفَ يُبْدِئُ اللّٰهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ،كه خداى تعالى چگونه ابتدا كرد خلقان را و آنگه اعادت[١٩٩-پ]كند ايشان را و باز آفريند! إِنَّ ذٰلِكَ عَلَى اللّٰهِ يَسِيرٌ ،اين بر او خوار و آسان [٢]است،ازآنجا كه او قادر الذّات است جملۀ مقدورات مقدور اوست على كلّ وجه يصحّ ان يكون مقدورا له.
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ،آنگه گفت:اى محمّد!بگو اين مشركان را و منكران را كه:در زمين بروى و بنگرى و انديشه كنى. كَيْفَ بَدَأَ [٣]الْخَلْقَ ،تا خداى چگونه ابتدا كرد خلقان را،يعنى بنگرى در ديار و آثار و احوال امّتان گذشته كه از ايشان بازمانده است،تا بدانى كه ايشان چه [٤]مردمان بودند و چه قوّت و شوكت داشتند،و من ايشان را بيافريدم،و آنگه هلاك كردم ايشان را.
آنگه باز آفرينم ايشان را تا بدانى كه آنكه ابتدا بر او متعذّر نباشد،اعادت بر او متعذّر نباشد.و النّشاء و النّشأة،ابتداء الخلق،يقال:انشأ اللّه الخلق فنشئوا.
قرّاء را در اين [٥]لفظ دو قرائت است:ابن كثير و ابو عمرو خواندند:النّشاءة به مدّ، و باقى قرّاء به قصر و سكون«شين».و نشأة دو است:يكى نشأة اولى [٦]اوّلبار بيافريد [٧]،و دوم نشأة [٨]آخرت كه اعادت كند. إِنَّ اللّٰهَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ،خداى تعالى بر همه چيز قادر است.
يُعَذِّبُ مَنْ يَشٰاءُ ،هركه را خواهد عذاب كند از مستحقّان عذاب آن را كه خواهد،يعنى آن را كه خواهد تعجيل عقوبت كند و آن را كه خواهد تأخير كند به رحمت.و امّا معنى آن بود كه آن را كه خواهد از مستحقّان عذاب به قيامت عفو كند،و آن را كه خواهد عقوبت كند،چه او را هست كه عقوبت كند و او را هست
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا،مش:نبينند.
[٢] .آب،آز:اين بر خدا آسان.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+اللّه.
[٤] .كا:چگونه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:و او در اين.
[٦] .آط،آب،آز،مش،كا:اولى كه،آج،لب:اوّل كه.
[٧] .لب:بيافريدى.
[٨] .لب:نشأ.