روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٨ - ترجمه
وَ إِذْ قٰالَ لُقْمٰانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ ،ياد كن اى محمّد چون گفت لقمان پسرش را در آن حال كه او را پند مىداد،اوّل پندش اين بود كه: لاٰ تُشْرِكْ بِاللّٰهِ ،نگر تا به خداى شرك نيارى و با او انباز نگيرى. إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ،چه شرك ظلمى باشد عظيم.يك معنى ظلم در او آن باشد كه،شريك نه به جاى خود نهاده باشد،و ظلم در تازى وضع الشّىء في غير موضعه بود،يكى آنكه بر خود ظلم كرده باشد [١]به جلب مضرّت عقاب،به اين قول و اين اعتقاد.
مفسّران گفتند:نام پسر او«انعم»بود.
آنگه گفت خداى تعالى: وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَيْهِ ،ما اندرز كرديم آدمى را به مادر و پدرش،يعنى در حقّ مادر و پدرش [٢]. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلىٰ وَهْنٍ ،مادر به او بار بر گرفت ضعفى [٣]بر ضعفى [٤].گفتند:ضعف [٥]نطفۀ پدر خواست بر ضعف نطفۀ مادر،و گفتند:آن ضعف خواست كه به مادر [٦]برسد در حال حمل مرّة بعد اخرى.و گفتند:اين ضعف خواست كه به او رسد في حالتى الحمل و الوضع،و گفتند:اين ضعف خواست كه به مادر و فرزند رسد في حالة الوضع،و گفتند:ضعف فرزند خواست در رحم مادر تارة نطفة ثمّ علقة ثمّ مضغة [٧]-الى آخر الآية.
عبد اللّه عبّاس گفت:شدّة على شدّة،يعنى شدّت جهد و سختى رنج [٨]،چه وهن در كلام عرب ضعف [٩]باشد،و حبل واهن [١٠]و امر واهن اى ضعيف،قال زهير:
فان [١١]تقولوا بحبل واهن خلق
لو كان قومك في اسبابه هلكوا
وَ فِصٰالُهُ فِي عٰامَيْنِ
،و از شير باز كردن او در دو سال باشد،و آيت دليل است بر
[١] .آط،آب،لب،مش:باشى.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش:در حقّ هر دو.
[٤] [٣] .اساس:ضعيفى،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .اساس:ضعيف،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آط،آج+و فرزند.
[٧] .اشاره است به سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ١٤.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش+خواست.
[٩] .اساس:ضعيف،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .آج،لب:وهن.
[١١] .آط،آب،مش:فلن،آج،لب:فكن،چاپ شعرانى(٧٢/٩):فكم.