روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٣ - ترجمه
وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِي الْعُمْيِ ،هم اين معنى دارد و هم اين مورد،گفت:و تو كوران را ره نتوانى نمودن از ضلالت و گمراهى ايشان،چه نابينا [١]نبيند،و اين هم مثلى است براى كافران. إِنْ تُسْمِعُ ،نشنوانى الّا آنان را كه به من ايمان آرند،يعنى دعاى تو را ايشان قبول كنند و [٢]اجابت دعوت تو و استماع وعظ تو جز ايشان نكنند.
فَهُمْ مُسْلِمُونَ ،ايشان مسلمانان باشند.
آنگه گفت: وَ إِذٰا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ ،چون قول بر ايشان واقع شود،يعنى چو [٣]عذاب بر ايشان واجب شود به معصيت ايشان.
قتاده گفت معنى آن است كه:چون درست شود در علم خداى تعالى كه ايشان ايمان نخواهند آوردن.
و گفتند معنى آن است كه:چون ايشان را نداى شقاوت كنند ازآنجا كه معلوم بود از ايشان كه از ايشان چيزى نخواهد آمدن.
عبد اللّه عمر و عطيّه گفت [٤]:اين آنگه بود كه مردمان امربهمعروف و نهى منكر رها كنند. أَخْرَجْنٰا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ،برون [٥]آريم براى ايشان جانورى از زمين.
امّا حديث«دابّة الارض»،و اخبارى كه آمد در اين معنى:ابن جريج در صفت دابّة الارض گفت:سرش با سر گاو ماند،و چشمش با چشم خوك،و گوش [٦]با گوش پيل،و سروش با سر[وى] [٧]بز كوهى،و گردنش با گردن شتر مرغ،و سينهاش با سينۀ شير،و رنگش با رنگ پلنگ،و تهىگاهش چنان كه گربه،و دنبالش چون دنبال كبش،و پايش چون پاى شتر ماند،و از ميان هر بندگشايى [٨]دوازده گز باشد به گز آدم،و ميان سروهايش يك فرسنگ باشد.
و در خبرى ديگر آمد كه:بر شكل مرغى باشد،پروبال دارد و چهار پاى دارد- و اللّه اعلم بصحّته.
[١] .كا+راه.
[٢] .آب،آز،مش+به.
[٣] .آب،آج،لب،آز،آل،مش،كا:چون.
[٤] .آب،آز:گفتهاند،مش،كا:گفتند.
[٥] .آب،آز،مش:بيرون.
[٦] .آل،مش،كا:گوشش.
[٧] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٨] .آز:گشاهى،آج،لب:و كشاى.