روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٠ - ترجمه
پيغامبرانى سوى گروه ايشان،پس آوردند بديشان حجّتها و برهانها [١]،پس كينه كشيديم ما از آنان كه جرم كردند و كافر شدند،و بود واجب بر ما يارى كردن مؤمنان.
قوله [٢]: مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ،منصوب است بر حال من قوله: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ ،براى آنكه خطاب با رسول است،و مراد رسول و امّت،كأنّه قال: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ انت و من معك من المؤمنين. مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ،اى تائبين راجعين منقطعين اليه،در آن حال كه توبهكننده[٢١٦-ر]باشى و با درگاه او شونده.و گفتند:اشتقاق او از قطع است،و منه النّاب لقطعه. وَ اتَّقُوهُ ،و از او بترسى و از عقاب او،و از معاصى او اجتناب كنى. وَ أَقِيمُوا الصَّلاٰةَ ،و نماز بهپاىدارى در مواقيت خود،و اداى او كردن به حدود و اركان و شرايطش على ما امرتم به. وَ لاٰ تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ،و از جملۀ مشركان مباشى كه با او انباز گيريد [٣].
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ ،حمزه و كسائى خواندند:«فارقوا دينهم»به«الف»و تخفيف«را»،من المفارقة.و باقى قرّاء خواندند: مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ ،من التّفريق،[از آنان كه] [٤]دين خود را پاره پاره كردند. وَ كٰانُوا شِيَعاً ،اى فرقا،و گروه گروه شدند.قتاده گفت:مراد جهودان و ترسانند [٥]،و بعضى دگر گفتند:بدل است از مشركان.
عمر خطّاب [٦]روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت عائشه را [٧]:
انّ الّذين فارقوا [٨]دينهم و كانوا شيعا،هم اهل البدع و الضّلالة من هذه الأمّة انّ لكلّ صاحب ذنب توبة الّا صاحب البدع و الاهواء ليست لهم توبة انا منهم بريء و هم منّي براء ، گفت:مراد به اين آيت اهل بدع و ضلالند [٩]از اين امّت و هر گناهكارى را توبه [١٠]
[١] .مش:چون آمدند ايشان را به معجزات،آب:پس آمد به ايشان به معجزات.
[٢] .آط،آج،لب+تعالى.
[٣] .آط،آب،آج،لب،كا:گيرند.
[٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:ترسايانند.
[٦] .اساس+رضى اللّه عنه.
[٧] .اساس+رضى اللّه عنها.
[٨] .آج،لب،مش:فرّقوا.
[٩] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:ضلالتاند.
[١٠] .مش:توبهاى.