روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٣ - ترجمه
دشمنان خداى تيغ زدن،و زر و درم به صدقه دادن؟گفتند:كدام است يا ابا الدّرداء؟گفت:ذكر خداى تعالى لقوله: وَ لَذِكْرُ اللّٰهِ أَكْبَرُ .
معاذ گفت:از رسول پرسيدم كه از عملها كدام فاضلتر است؟گفت:آنكه مرگ به تو رسد،و زبان تو به ذكر خداى تعالى تر باشد.
ابو هريره روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت:دنيا ملعون است با آنچه در اوست الّا خداى تعالى يا عالمى يا متعلّمى.
اهل اشارت گفتند:براى آن چنين آمد كه هر طاعتى را جزايى باشد در قيامت، جز ذكر خداى كه آن را بر سرى جزاى عاجل هست في قوله: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ [١].
و ابو هريره روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت،خداى تعالى گفت [٢]:
انا عند ظنّ عبدي بي و انا مع عبدي اذا [٣]ذكرني [٤]فان ذكرني في نفسه [٥]ذكرته في نفسي،و ان ذكرني في ملاء ذكرته في ملاء خير منهم و ان تقرّب الىّ شبرا تقرّبت اليه ذراعا و ان تقرّب الىّ ذراعا تقرّبت اليه باعا و من اتاني مشيا [٦]أتيته هرولة ،گفت:
من به نزديك گمان بندهام به من،و من با بندهام،چون مرا ياد كند در نفس خود يادش كنم در نفس خود،و اگر مرا ياد كند در مجمعى يادش كنم در مجمعى به از آن،و اگر تقرّب كند به من به يك بدست تقرّب كنم به او يك ارش،و اگر تقرّب كند به من به يك ارش تقرّب كنم به او به يك باع،و اگر به من آيد به رفتن به او شوم به تاختن،و الفاظ اين خبر محمول است و متأوّل بر تشبيه و مبالغه.
ابو سعيد خدرى روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:هيچ مجلسى نباشد كه اهل آن مجلس ذكر خداى كنند-جلّ جلاله-و الّا فرشتگان گرد ايشان درآيند و به رحمت ايشان را بازپوشند،و خداى تعالى ذكر ايشان كند بر ملاء اعلى.
ابو مالك گفت در اين آيت كه:ذكر خداى تعالى بنده را در نماز بهتر است از نماز.
[١] .سورۀ بقره(٢)آيه ١٥٢.
[٢] .آز:فرمود.
[٣] .مش:اذ.
[٤] .آج،لب،اذا اذكرنى.
[٥] .آز:نفسى.
[٦] .آب،آز:ماشيا.