نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٧٥ - فصل سوم زكات و مسائل آن
مالك، اين عمل را واجب مىداند[١] ولى پيامبر فرموده است: «از اموال ارزشمند آنان، دست بدار»[٢] اكنون كه با وجود اموال نفيس، ستاندن آنها نهى شده، چگونه با وجود نداشتن حيوانات سالم، تسليم آنها واجب است؟
٥- زكات در عين واجب است[٣]. شافعى آن را در ذمه واجب مىداند[٤] و گفتار او با سخن پيامبر هماهنگ نيست: «هر گاه شتران به پنج رأس رسيدند، زكات آنها يك ماده گوسفند است ... و چون به بيست و پنج رأس رسيد زكات آن يك شتر آبستن دو ساله» و در باره گاو فرمود: «چون به سى رأس رسيد زكات آن يك گوساله نر يا ماده است كه وارد دو سالگى شده باشد و در چهل گوسفند، يك گوسفند، زكات است.»[٥] ٦- كسى كه مال خويش را بگونهاى تغيير داده يا از آن كاسته است، تا زكات به آن تعلق نگيرد، فقط صدقه (زكات) از او گرفته مىشود نه چيز ديگر.
مالك و احمد مىگويند: «زكات و نيمى از مال او ستانده مىشود.»[٦] در حالى كه پيامبر فرمود: «در مال جز زكات، حقى نيست.»[٧] ٧- زكات بر كودك و ديوانه واجب نيست ولى شافعى آن را واجب مىداند[٨].
پيامبر فرمود: «تكليف از سه كس برداشته شده، از كودك تا بالغ شود، از خفته تا بيدار گردد و از ديوانه تا از جنون برهد.»[٩]
[١]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢٣٩ و تعليقه التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ١٣.
[٢]. صحيح بخارى، ج ٢، ص ١٤٠ به عبارتى ديگر.
[٣]. تمام احكامى كه در آغاز مسائل ذكر مىشود، رأى اماميه است.
[٤]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢٢٩ و تفسير كبير، ج ١٦، ص ١٧٨.
[٥]. منتخب كنز العمال در حاشيه مسند، ج ٢، ص ٤٩٤ و ٤٩٥ و الهدايه، ج ١، ص ٧٠ و الموطأ، ج ١، ص ٢٥١.
[٦]. فضل اين مطلب را بيان كرده و توجيه نموده، نيز طحاوى در مشكل الآثار، به روايت سيد در احقاق الحق.
[٧]. تفسير كبير، ج ١، ص ٢١٤.
[٨]. الهدايه، ج ١، ص ٦٨ و در بدايه المجتهد، ج ٧١، ص ٢٢٥، نويسنده، مالك، ثورى، احمد و ديگران را بر همين رأى دانسته است.
[٩]. منتخب كنز العمال، ج ٢، ص ٢٥٣ از صحاح و مسندها.