نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٣٢ - فصل اول طهارت
دستها واجب بود خداوند آن را بيان مىكرد.
٧- اماميه قائلند كه مسح سر واجب است و شستن سر از اين عمل كفايت نمىكند.
فقهاى مذاهب چهارگانه سنيان، شستن را كافى مىدانند[١] و از قرآن رخ مىتابند كه ميان اعضا تفاوت نهاده و سر را موضع مسح قرار داده؛ پس برابر ساختن همه اعضا مخالف نص قرآن است.
٨- اماميه مسح بر عمامه را جايز نمىدانند ولى ثورى، اوزاعى، احمد حنبل و اسحاق آن را جايز مىدانند[٢].
اين فقها با كلام حق مخالفت كردهاند كه فرمود: «سرهايتان را مسح كنيد.» خداوند مسح را به سر مربوط ساخته و پيوسته است.
٩- اماميه مسح پاها را واجب دانستهاند و شستن آنها را كافى نمىدانند؛ و گروهى از صحابه و تابعين مانند ابن عباس، عكرمه، انس، ابو العاليه و شعبى نيز بر همين رأى هستند[٣] فقهاى چهارگانه مىگويند غرض شستن است، اما اين گروه بر خلاف نص قرآن رأى دادهاند زيرا خداوند فرموده است: «سر و پاهايتان را مسح كنيد.» ١٠- اماميه معتقدند كه ترتيب ميان اعضاى وضو واجب است و امير المؤمنين، ابن عباس، قتاده، ابو عبيده، احمد بن حنبل و اسحق نيز چنين رأيى دارند.
ابو حنيفه و مالك آن را واجب نمىدانند[٤]. رأى آنها باطل است زيرا در قرآن ابتداى وضو، شستشو و انتهاى شستشو، شستن دستها، سپس مسح و پايان آن مسح
[١]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٦١، ٦٢.
[٢]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٠.
[٣]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١١، ١٢، احكام القرآن جصاص، ج ٢، ص ٣٤٥، ٣٤٧، الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٥٤، الدر المنثور، ج ٢، ص ٢٦٢، التفسير الكبير، ج ١١، ص ٦١.
[٤]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٦١، ٦٣ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٣.