نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٩٣ - بازگويى اختلافات در عدل
آنچه گذشت خلاصهاى از باورهاى دو گروه (اماميه و اشاعره) در باب عدل بود.
نظريه اماميه در توحيد نيز همانند رأى ايشان در عدل است. به نزد آنان خداوند يگانه و قديمى است كه جز او خدا و قديمى نيست. به چيزى ماننده نمىباشد و جنبش و سكون بر او محال است. از ازل زنده، توانا، دانا، درككننده، بدون نياز به اشياء، رقم زن سرنوشت و زندهكننده بوده است. آفرينندگان را پديد آورده، فرمان داده، باز داشته و پيش از آفرينش ايشان فرمان دهنده و باز دارنده نبوده است.
مشبهه گفتهاند: خداوند همانند آفريدگان است و او را به اندامها وصف كردهاند و پنداشتهاند كه او پيوسته فرمان دهنده و باز دارنده بوده است، حتّى پيش از آفرينش. از اين امر و نهى نه خود طرفى بسته و نه ديگرى. پس از ويرانى جهان و حشر و نشر نيز پيوسته آمر و ناهى خواهد بود[١]. انديشه مشبهه در اين باب همانند فكر اشعرى است زيرا اشعريان هم خداوند را داراى صفات قديم مىدانستند كه خدا، جزء يا غير از خدا نيستند و اگر آن صفات نباشند پروردگار توانا و زنده نخواهد بود[٢]، خداوند از اين نسبت پيراسته باد.
يكى از آراى اماميه اين است كه پيامبران خدا و امامان او از گناهان و امور خواركننده و نفرت انگيز، منزهند. اماميه به گراميداشت اهل بيتى كه خداوند به دوستى ايشان فرمان داده و آن را پاداش رسالت ساخته است، اقدام مىكنند: «بگو بر اين رسالت مزدى
[١]. ابو منصور بغدادى در كتاب خود الفرق بين الفرق ص ٣٧( ط مصر) مىگويد:« مشبهه بر دو گونهاند، برخى ذات بارى را به ذات غير او تشبيه كردهاند و گروهى صفات او را به صفات ديگرى. هر يك از اين دو گروه نيز به گروههاى مختلف تقسيم مىشوند.» احمد بن حنبل و پيروان او از حنابله و ديگران چون ابو الحسن اشعرى و وهابيان در تشبيه با هر دو گروه موافقند. بنگريد به« الابانه في اصول الديانه» اشعرى، الملل و النحل، ج ١، ص ٩٢، ٩٣، ١٠٣، ١٠٨، تاريخ كامل، ج ٦، ص ٢٤٨، تفسير كشاف، ج ١، ص ٣٠١، منهاج السنه، ج ٢، ص ٢٤٠ الى ٢٧٨، الرسائل الخمس به نام الهدية السنية، ص ٩٧- ٩٩ و در رساله پنجم، ص ١٠٥ و مجموعه رسائل، ج ١، ص ٤٢٩.
[٢]. الملل و النحل ج ١ ص ٩٥.