نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٩١ - بازگويى اختلافات در عدل
پديد آورد و اهل باطل را تصديق كند يا ابلهان و گناهكاران را به پيامبرى فرستد.
اشاعره جمله اين امور را پسنديده مىدانند[١].
اماميه يقين دارند خداوند به كسى بيشتر از طاقتش تكليف نمىكند امّا اشاعره مىگويند خداوند هيچ كس را تكليف نمىكند مگر بيشتر از قدرتش و مردم را بر ترك آنچه قدرت نداشتهاند سرزنش خواهد كرد.
نزد ايشان جايز است خداوند بريده دستى را به نگارش فرمان دهد و مسكينى را به زكات؛ آنكه راه رفتن نتواند به پرواز در هوا و آنكه از فلج بيمار باشد به آفريدن اجسام و قديم گرداندن محدث و حادث ساختن قديم؛ مىتواند بود كه پيامبرى را با معجزات بر خلق فرستد تا آنها را به سپيد گرداندن سياهى- توأما- امر كند يا بفرمايد بىدست و كتاب بر هوا بنويسند[٢].
اماميه بر آنند كه او عادلتر و حكيمتر از اين سخنان است. اماميه باور دارند كه خداوند كسى را از دين گمراه نساخته و پيامبران را جز به حكمت و موعظه حسنه نفرستاده است. اشاعره معتقدند كه خدا بسيارى از بندگان را از دين گمراه ساخته و ممكن است پيامبرى بر مردم فرستد كه جز به دشنام خدا و ستايش شيطان فرمان ندهد.
پس مانعى نيست كه دشنام دهنده خدا و ستايشگر شيطان و معتقد به تثليث و بىدينى سزاوار ثواب و بزرگداشت باشد ولى كسى كه در همه زندگى خود ستاينده خدا و بنده فرمانهاى او بوده جاودانه در لعنت و آتش بماند. به زعم اشعريان ممكن است پيامبرانى كه اخبار و احوال ايشان به ما نرسيده است، شريعتى اين گونه آورده باشند[٣].
[١]. الفضل، ج ٣، و المنخول غزالى، فضل ابن مطلب را توضيح داده است و سخن حق در بعثت پيامبران گفته خواهد شد.
[٢]. الملل و النحل، ج ١، ص ٩٦ و ١٠٢، الفصل ابن حزم، ج ٣، ص ٥٤، شرح عقايد، ص ١٠٢ و ١٢٣.
[٣]. فضل بن روزبهان متكلم آنها سخن ايشان را تقرير كرده است. بنگريد به: الفصل ابن حزم، ج ٣، ص ١٤٢ و شرح العقائد، ص ١٠٩ و ١٢٩ و حاشيه كستلى.