نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٩٤ - بازگويى اختلافات در عدل
از شما جز دوست داشتن خويشاوندان نمىخواهم.»[١] اهل سنت[٢] مىگويند: جايز است كه پيامبران مرتكب گناهان كوچك (صغيره) شوند و اشعريان آلوده شدن ايشان به گناهان بزرگ (كبيره) را نيز ممكن مىدانند.
خردمند بايد در هر دو گفتار بنگرد و به ديده عقل و انصاف داورى كند. بر استدلال آشكار و استوار تكيه نمايد[٣] و پيروى پدران و رهبرانى را كه آرزوهاى باطل خود را برگزيدهاند[٤] و زندگى دنيا ايشان را فريفته است[٥]، فرو نهد. او بايد خويش را اندرز گويد و بر غير اعتماد نكند[٦] پوزش او كه از فلان شيخ خود تقليد كردم[٧] و پدران خود را بر اين طريقه ديدم[٨]، در قيامت پذيرفته نيست، روزى كه رهبران از پيروان بيزارى مىجويند و از مقلدان خود مىگريزند.
[١]. شورى ٢٣، در بحث امامت تحقيق آن خواهد آمد.
[٢]. منظور نويسنده اعم از معتزله و اشاعره است.
[٣]. همان گونه كه خدا فرموده است:« و اين حجتهايى است از جانب پروردگارتان و رهنمود و رحمت است براى مردمى كه ايمان مىآورند.» اعراف، ٢٠٣ و« براى شما از جانب پروردگارتان موعظهاى آمد و شفايى براى آن بيماريى كه در دل داريد و راهنمايى و رحمتى براى مؤمنان» يونس، ٥٧.
[٤]. همانسان كه حق فرموده:« اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر پدران و برادرانتان دوست دارند كه كفر را به جاى ايمان برگزينند، آنها را به دوستى مگيريد.» و« حبرها و راهبان خويش را به جاى اللَّه به خدايى گرفتند.» توبه، ٢٣ و ٣١.
[٥]. سخن حق:« و واگذار آن كسانى را كه دين خويش بازيچه و لهو گرفتهاند و زندگانى دنيا فريبشان داد.» انعام، ٧٠.
[٦]. خداوند مىفرمايد:« تا كسى بگويد: اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم و از مسخرهكنندگان بودم.» زمر، ٥٦.
[٧]. گفته خداوند:« به ستمگران ميل مكنيد كه آتش بسوزاندتان.» هود، ١١٣ و« در اين روز پوزش ستمكاران به حالشان سود ندهد و از آنها نخواهند كه توبه كنند.» روم، ٥٧.
[٨]. خداوند فرموده است:« چون كار زشتى كنند گويند: پدران خود را نيز چنين يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داده است. بگو: خدا به زشتكارى فرمان نمىدهد. چرا چيزهايى به خدا نسبت مىدهيد كه نمىدانيد؟» اعراف، ٢٨.